{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستش می‌دارم

دوستش می‌دارم
چرا که می‌شناسمش
به دوستی‌ و یگانگی‌

هنگامی‌ که دستان مهربانش را
به دست می‌گیرم
تنهایی‌ِ غم‌انگیزش را درمی‌یابم
اندوهش غروبی‌ دلگیر است
در غُربت و تنهایی‌
همچنان که شادی‌اش
طلوعِ همه‌‌ی آفتاب‌هاست..

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۳)

دستت را روی قلبم بگذارو با دوستت دارمی سادهتپیدنش را تا ابد ...

❄ ️هر چند تو و آمدنت حاشیه دارید با آمدنت زندگی ام شور گرفت...

دستان تونقاشان ماهرندطرحی کشیده‌اند در منمختصر به نام #عشق#ن...

جمعه را باید در هوای آغوشِ تو نفس کشید،بایددلبری کنیتا غروبش...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط