{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یکباره خود را باخت ای داد

دلم یکباره خود را باخت ای داد
نگاهش کار دل را ساخت ای داد

نمیدانم چه آمد بر سر دل
که بر عقلم مداوم تاخت ای داد

دو چشمانش پر از حجب و حیا بود
چو گفتارش، پر از مهر و صفا بود

مرا یاد همان شعر کهن داشت
همان خال ی که بالای لبش بود

پر از سحر عجیبی بود رویش
مرا مجذوب کرده سخت سویش

گمانم رو نمایی کرده از کل هنرها
خدا با خلقت بی نقص او در بزم و کویش

دلم حال عجیبی داره ای داد
بماند ه سخت دل دنبالش ای داد

که گوید حرف خود را ساده ای داد
که من عاشق شدم انگار ای داد
دیدگاه ها (۱)

شاعر: استاد پناهیان امشب چه غوغا کرده ‏اى، طوفان چه برپا ک...

سنگ را آب کند سوز سه تارم امشب نیستی ...نیستی ای ماه کنارم ا...

دوستان چند وقت میشود که به دلیل مشغله نتوانستم شعر های خودم ...

#ولادت_باسعادت_آقاامام_مهدی_عج_مبارک#عید_باسعادت_نیمه_شعبان_...

خرابُم سیت مِثه مجنون و فرهادنمیره خاطرت یک لحظه از یادبیو ج...

🍒🌱راه گم کرده و در وقتِ پگاه آمده ای !حتما ای عاشق دیروز به ...

شعر مخصوص دلتنگی : ❤️‍🩹🥹دلتنگم و دور از تو مرا حال خوشی نیست...

آری ، تنهایی غم انگیز ترین واژه ایست که لحظه به لحظه عمرم را...

امشب از کنج دلم آید نوای ساز تودل به این خوش کرده ام گردم فد...

به زمين مي زني و مي شکنيعاقبت شيشه? اميدي راسخت مغروري و مي ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط