{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با یار به گلزار شدم رهگذری - بر گل نظری فکندم از بی‌خبری

با یار به گلزار شدم رهگذری - بر گل نظری فکندم از بی‌خبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا - رخسار من اینجا و تو بر گل نگری.!!
دیدگاه ها (۱)

با یار به گلزار شدم رهگذری - بر گل نظری فکندم از بی‌خبری دلد...

با یار به گلزار شدم رهگذری - بر گل نظری فکندم از بی‌خبری دلد...

«زندگی درد را به من شناساند، عشق را به من آموخت، شور وشیدایی...

اکثرا می نویسمت؛ گاهی مرورت می کنم؛ گاهی تصورت می کنم؛ اما د...

درخت گل بودم خارم تو کردیبه درد و غم گرفتارم تو کردیدرخت گل ...

تراکت یار

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

خب خب بچه های گل چطورین؟این پیج اولم هس و اگه یروزی دیدین خب...

تو مثل #خنده‌ی گل، مثل خواب #پروانه تو مثل آن‌چه ناگفتنی‌ست،...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

آمده ام آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملج...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

سلام بر چهارده معصوم علیهم السلام🌱🌷‍ آمدم عرض ادب بر قدم یار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط