«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
پارت=15
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویو دان بی٫٫
صبح از خواب بیدار شدم ساعت ۶صبحه آخه مگه لباسا فرار میکنن این ساعت پاشیم بریم خرید آییییییییی حوصله ندارم ایش ولش کن حالا طبق برنامه روزانه هروز چرتمون باید برویم حمام هاهاها (از خواب پاشده روانیه منم اینجوریم)وان رو پر آب ولرم کردم توش دراز کشیدم وایی خدا آرامش خیلی خوبی داره بعد ۲۰دقیقه به سختی از حموم دست کشیدم اومدم بیرون روتین پوستیمو (بازم عکس میرزارم🫂✨)انجام دادم لباس پیدا کردم و استایلش کردم بعد یکم آرایش کردم هرچند فقط یه ضد آفتابو وتینته ولی خوب موهامم درست کردم گوشیمو عطرمو یکم لوازم آرایش ضروری رو تو کیفم گذاشتم و بلاخره سرساعت ۸ رفتم بیرون از اتاقم دیدم تهیونگ منتظرمه باهم از خونه رفتیم بیرون که دیدیم شوهر آیندم و هابی جونم جلو درن رفتیم سوار ماشین شدیم که :
+«سلام شوهریی»
=«سلام خانومیی»(هه چیه انتظار داری به جونگ کوک بگه🤣)
-«فکر کردم بامنه🤦🏻♀️»
÷«منم فکر کردم با توه اه🤷🏻♀️»
به جونگ کوک گفتم:
+«راستی سلام »
-«سلام»
=«هوش سلام شوهرآیندم»
÷«سلام زن آینده پرروم»
=«از خداتم باشه با این قیافت»(بچم چشه 🔪🔪😡)
÷«اون وقت قیافه من چشه؟؟»
=«چش نی دماغه»
÷«جونگ کوک چجوری با این این همه سال زندگی کردی»
-«به سختی »
+«هابیون این مرتیکه چش سفید رو ولش کن بابا خیلی رومخه هروقت اذیتت کرد بگو خودم آدمش میکنم»
(توجه داشته باشین اینا تو راهن)(پیام بازرگانی 🤣🤣)
=«اوکیه»
+«هابیون من دارم میمیرم میخوام بخوابم»
=«وایی منم مگه مجبوریم صبح به این زودی بریم خرید آخه»(چند دقیقه بعد)
-«تهیونگ»
÷«بله»
-«چرا چیزی نمیگن ببین زندم»
÷«تو خواب هشت پادشاهن»
-«مگه هفت نبود؟»
÷«واسه این که بگم خوابشون سنگینه»
-«آهان»
÷«راننده کی میرسیم😌»
-«یک راننده عمته دو نیم ساعت دیگه»
÷«باشه بابا با توهم شوخی نمیشه کرد»
ادامه دارد...
این پارت هدیه برای ۱۰۰ تایی شدنمونه🥳🥹✨🎀
اسلاید2استایل هابیون/برای خرید
اسلاید3 کوک/برای خرید
اسلاید4استایل دان بی/برای خرید
اسلاید5استایل تهیونگ/برای خرید
اسلاید6روتین /پوستیه دان بی
اسلاید 7/گوشیه دان بی
اسلاید 8/عطردان بی
پارت=15
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویو دان بی٫٫
صبح از خواب بیدار شدم ساعت ۶صبحه آخه مگه لباسا فرار میکنن این ساعت پاشیم بریم خرید آییییییییی حوصله ندارم ایش ولش کن حالا طبق برنامه روزانه هروز چرتمون باید برویم حمام هاهاها (از خواب پاشده روانیه منم اینجوریم)وان رو پر آب ولرم کردم توش دراز کشیدم وایی خدا آرامش خیلی خوبی داره بعد ۲۰دقیقه به سختی از حموم دست کشیدم اومدم بیرون روتین پوستیمو (بازم عکس میرزارم🫂✨)انجام دادم لباس پیدا کردم و استایلش کردم بعد یکم آرایش کردم هرچند فقط یه ضد آفتابو وتینته ولی خوب موهامم درست کردم گوشیمو عطرمو یکم لوازم آرایش ضروری رو تو کیفم گذاشتم و بلاخره سرساعت ۸ رفتم بیرون از اتاقم دیدم تهیونگ منتظرمه باهم از خونه رفتیم بیرون که دیدیم شوهر آیندم و هابی جونم جلو درن رفتیم سوار ماشین شدیم که :
+«سلام شوهریی»
=«سلام خانومیی»(هه چیه انتظار داری به جونگ کوک بگه🤣)
-«فکر کردم بامنه🤦🏻♀️»
÷«منم فکر کردم با توه اه🤷🏻♀️»
به جونگ کوک گفتم:
+«راستی سلام »
-«سلام»
=«هوش سلام شوهرآیندم»
÷«سلام زن آینده پرروم»
=«از خداتم باشه با این قیافت»(بچم چشه 🔪🔪😡)
÷«اون وقت قیافه من چشه؟؟»
=«چش نی دماغه»
÷«جونگ کوک چجوری با این این همه سال زندگی کردی»
-«به سختی »
+«هابیون این مرتیکه چش سفید رو ولش کن بابا خیلی رومخه هروقت اذیتت کرد بگو خودم آدمش میکنم»
(توجه داشته باشین اینا تو راهن)(پیام بازرگانی 🤣🤣)
=«اوکیه»
+«هابیون من دارم میمیرم میخوام بخوابم»
=«وایی منم مگه مجبوریم صبح به این زودی بریم خرید آخه»(چند دقیقه بعد)
-«تهیونگ»
÷«بله»
-«چرا چیزی نمیگن ببین زندم»
÷«تو خواب هشت پادشاهن»
-«مگه هفت نبود؟»
÷«واسه این که بگم خوابشون سنگینه»
-«آهان»
÷«راننده کی میرسیم😌»
-«یک راننده عمته دو نیم ساعت دیگه»
÷«باشه بابا با توهم شوخی نمیشه کرد»
ادامه دارد...
این پارت هدیه برای ۱۰۰ تایی شدنمونه🥳🥹✨🎀
اسلاید2استایل هابیون/برای خرید
اسلاید3 کوک/برای خرید
اسلاید4استایل دان بی/برای خرید
اسلاید5استایل تهیونگ/برای خرید
اسلاید6روتین /پوستیه دان بی
اسلاید 7/گوشیه دان بی
اسلاید 8/عطردان بی
- ۴۳۲
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط