مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
من....
عروسک خيمه شب بازى خيابان هاى پاييز زده اى هستم....
که پاهايم....
به اختيار نخ خاطرات تو ....
مدام اين سو و ان سو ميرود....
به نگاه خيره اين شهر بگو....
هر رهگذر سيگار به دستى را ولگرد خطاب نکند
شايد....
يکى دارد حسابش را با خاطراتش تسويه ميکند...
من....
عروسک خيمه شب بازى خيابان هاى پاييز زده اى هستم....
که پاهايم....
به اختيار نخ خاطرات تو ....
مدام اين سو و ان سو ميرود....
به نگاه خيره اين شهر بگو....
هر رهگذر سيگار به دستى را ولگرد خطاب نکند
شايد....
يکى دارد حسابش را با خاطراتش تسويه ميکند...
- ۲.۰k
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط