نباید دوباره یاد میکردیم....p1
نباید دوباره یاد میکردیم....p1
ا.ت و مینهو دو دوست از دوران کودکی بودن...ا.ت 25 و مینهو 26 سالشه...اون دوتا برای استراحت آخر هفته برنامه چیده بودن که مثل قدیم انیمه ببینن(توی خونه مینهو)
ا.ت در خونه رو میزنه و منتظر باز شدن در از طرف بهترین دوستشه.مینهو با اشتیاق و هیجان در رو باز میکنه و لبخند گرمی میزنه
-خوش اومدی.! بیا تو
ا.ت مثل همیشه وقتی اون رو میبینه دستاش رو دور کمرش حلقه میکنه و مینهو رو فشار میده
دلم برات تنگ شده بود شورتی *فکر بد نکنین منظورم کوتاهه😂*
قلب پسر میتپه و احساس میکنه داره همون دختر بچه 10 ساله که قدیم،از خودش قد بلندتری داشت و همیشه مثل اونی ها رفتار میکرد توی کوچه باهاش بازی میکرد رو بغل میکنه...با این تفاوته اون کوتاه تره ولی بازم لجبازی میکنه و نمیخواد حتی یک بار به مینهو بگه اوپا....
دستاش رو دور ا.ت حلقه میکنه
-منم همینطور کوچولو
هردو میخندن...مینهو،ا.ت رو به نشیمن میبره....بخشی از خونه پسر که دکور چوبی و کلاسیک داره...کاناپا های ساده سابق، حالا جلوش پر از خوراکیه و کاناپه سه نفره جلو تلویزیون به حالت تخت در اومده....
ا.ت کیفش رو روی کانتر آشپزخونه میزاره
اینجا از آخرین بار که اومدم خیلی تغییر کرده...میبینم که سلیقت بهتر شده...
-هه...داری با مینهو لید دنسر نسل 4 حرف میزنی
چه ربطی داشت ؟
-مگه مهمه ؟
مینهو روی کاناپه میشه و لم میده ا.ت نزدیک میشه
میتونی هنوز گشادترم بشینی تا کلا جا نداشتم باشم
ا.ت با کنایه میگه اما واقعا منظوری نداره...مینهو میخنده
-مگه تو موقع فیلم دیدن کنارم میشستی؟ تو همیشه روی پاهام بودی الان مثلا میخوای بگی خجالت میکشم یا همچین چیزی؟
خفه شو! خنده دار نیست من بزرگ شدم و سنگینم...فقط نمیتونی تحملم کنی برای همین گفتم
#kpop #kpoper #stray_kids #bangchan #leeminho #seuchangbin #hwanghyunjin #hanJisong #leeYongbok #kimseungmin #YangJungin #i.n #seungmin #felix #han #hyunjin #changbin #leeknow #chan #fake
#لینو #مینهو #minho #lee_know #Fiction #fic #تکپارتی
ا.ت و مینهو دو دوست از دوران کودکی بودن...ا.ت 25 و مینهو 26 سالشه...اون دوتا برای استراحت آخر هفته برنامه چیده بودن که مثل قدیم انیمه ببینن(توی خونه مینهو)
ا.ت در خونه رو میزنه و منتظر باز شدن در از طرف بهترین دوستشه.مینهو با اشتیاق و هیجان در رو باز میکنه و لبخند گرمی میزنه
-خوش اومدی.! بیا تو
ا.ت مثل همیشه وقتی اون رو میبینه دستاش رو دور کمرش حلقه میکنه و مینهو رو فشار میده
دلم برات تنگ شده بود شورتی *فکر بد نکنین منظورم کوتاهه😂*
قلب پسر میتپه و احساس میکنه داره همون دختر بچه 10 ساله که قدیم،از خودش قد بلندتری داشت و همیشه مثل اونی ها رفتار میکرد توی کوچه باهاش بازی میکرد رو بغل میکنه...با این تفاوته اون کوتاه تره ولی بازم لجبازی میکنه و نمیخواد حتی یک بار به مینهو بگه اوپا....
دستاش رو دور ا.ت حلقه میکنه
-منم همینطور کوچولو
هردو میخندن...مینهو،ا.ت رو به نشیمن میبره....بخشی از خونه پسر که دکور چوبی و کلاسیک داره...کاناپا های ساده سابق، حالا جلوش پر از خوراکیه و کاناپه سه نفره جلو تلویزیون به حالت تخت در اومده....
ا.ت کیفش رو روی کانتر آشپزخونه میزاره
اینجا از آخرین بار که اومدم خیلی تغییر کرده...میبینم که سلیقت بهتر شده...
-هه...داری با مینهو لید دنسر نسل 4 حرف میزنی
چه ربطی داشت ؟
-مگه مهمه ؟
مینهو روی کاناپه میشه و لم میده ا.ت نزدیک میشه
میتونی هنوز گشادترم بشینی تا کلا جا نداشتم باشم
ا.ت با کنایه میگه اما واقعا منظوری نداره...مینهو میخنده
-مگه تو موقع فیلم دیدن کنارم میشستی؟ تو همیشه روی پاهام بودی الان مثلا میخوای بگی خجالت میکشم یا همچین چیزی؟
خفه شو! خنده دار نیست من بزرگ شدم و سنگینم...فقط نمیتونی تحملم کنی برای همین گفتم
#kpop #kpoper #stray_kids #bangchan #leeminho #seuchangbin #hwanghyunjin #hanJisong #leeYongbok #kimseungmin #YangJungin #i.n #seungmin #felix #han #hyunjin #changbin #leeknow #chan #fake
#لینو #مینهو #minho #lee_know #Fiction #fic #تکپارتی
- ۱۰.۲k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط