چطوری شوهر خوبی باشمp
چطوری شوهر خوبی باشم؟....p1
ا.ت با چانگبین، ثروتمندترین مدیرعامل یه شرکت در سئول، مجبور به ازدواج شد. به اجبار پدراشون...اون پسر اکسش بود...بعد از 4 سال که بخاطر سرد،بیرحم و بی احساس بودن چانگبین جدا شده بود حالا مجبور بود باهاش ازدواج کنه پس رسما از اینکار متنفر بود...
دوماه از ازدواج شون میگذره و طبق معمول چانگبین قرار نیست به زودی برگرده...ا.ت درحال تمیز کردن خونه ست و انقدر بیکار هست که تصمیم میگیره دفتر چانگبین هم مرتب کنه
با دستمال و اسپری وارد دفتر میشه و به سمت میز میره، اونها رو روی میز میزاره و خودکار های روی میز رو جمع میکنه و توی کشو میزاره، همینطور مشغول جمع کردن میزه که چشمش به صفحه روشن مانیتور میوفته که نوار گوگل بازه....توجهش به گوشه صفحه جلب میشه که بخش اول یکی از سرچ هاعه
"چطوری شوهر...."
کنجکاو میشه و دست از تمیز کاری میکشه...روی صندلی میشینه و دستش رو زیر چونهش میزنه...دست دیگهش با لرزش خفیفی به سمت موس میره و روی سرچ کلیک میکنه که جستجو های آخر نمایش داده میشه...با دیدن صفحه لرزش دستاش که قبلا بخاطر کنجکاوی بود الان بخاطر شوک و احساس گناه بیشتر میشه ، لبخند محو چند ثانیه پیش از بین میره و فقط یه حالت خنثی باقی میمونه...نفسهاش سنگین میشن و ضربان قلبش ریتم بینظمی میگیرن....
"چطوری شوهر خوبی باشیم؟"
"چطوری خودم رو تغییر بدم که همسرم دوستم داشته باشه؟"
-اینجا چیکار میکنی؟
با شنیدن صدا و لحن همیشگی چانگبین از جا میپره و طوری رفتار میکنه که فقط درحال تمیزکاریه...چانگبین نزدیک میشه
-نشنیدی چی...
*حرفش رو قطع میکنه* نمیبینی؟ فقط دارم مرتب میکنم
چانگبین از لحن ا.ت جا میخوره و چند قدم دورتر متوقف میشه
-میبینم
ا.ت از نگاه خیره چانگبین عصبی میشه و دیگه به کارش ادامه نمیده و از پشت میز بیرون میاد و به سمت در قدم برمیداره و وقتی کنار چانگبین میرسه لحظه ای مکث میکنه
وقتی به دفترت نیاز نداشتی تمیزش میکنم
چانگبین مچ دست ا.ت رو میگیره و پوزخند میزنه
-خودتم میدونی که نمیتونی بهم دروغ بگی..به غیر از تمیز کردن چیکار میکردی؟
هیچی
-دروغگوی وحشتناکی هستی...حداقل برای من
مچ دست ا.ت رو میکشه و به خودش نزدیک میکنه، بازوش رو دور کمرش میندازه تا نتونه بره
#kpop #kpoper #stray_kids #bangchan #leeminho #seuchangbin #hwanghyunjin #hanJisong #leeYongbok #kimseungmin #YangJungin #i.n #seungmin #felix #han #hyunjin #changbin #leeknow #chan #fake #چانگبین #chang_bin #changbin #Fiction #تکپارتی #fic
ا.ت با چانگبین، ثروتمندترین مدیرعامل یه شرکت در سئول، مجبور به ازدواج شد. به اجبار پدراشون...اون پسر اکسش بود...بعد از 4 سال که بخاطر سرد،بیرحم و بی احساس بودن چانگبین جدا شده بود حالا مجبور بود باهاش ازدواج کنه پس رسما از اینکار متنفر بود...
دوماه از ازدواج شون میگذره و طبق معمول چانگبین قرار نیست به زودی برگرده...ا.ت درحال تمیز کردن خونه ست و انقدر بیکار هست که تصمیم میگیره دفتر چانگبین هم مرتب کنه
با دستمال و اسپری وارد دفتر میشه و به سمت میز میره، اونها رو روی میز میزاره و خودکار های روی میز رو جمع میکنه و توی کشو میزاره، همینطور مشغول جمع کردن میزه که چشمش به صفحه روشن مانیتور میوفته که نوار گوگل بازه....توجهش به گوشه صفحه جلب میشه که بخش اول یکی از سرچ هاعه
"چطوری شوهر...."
کنجکاو میشه و دست از تمیز کاری میکشه...روی صندلی میشینه و دستش رو زیر چونهش میزنه...دست دیگهش با لرزش خفیفی به سمت موس میره و روی سرچ کلیک میکنه که جستجو های آخر نمایش داده میشه...با دیدن صفحه لرزش دستاش که قبلا بخاطر کنجکاوی بود الان بخاطر شوک و احساس گناه بیشتر میشه ، لبخند محو چند ثانیه پیش از بین میره و فقط یه حالت خنثی باقی میمونه...نفسهاش سنگین میشن و ضربان قلبش ریتم بینظمی میگیرن....
"چطوری شوهر خوبی باشیم؟"
"چطوری خودم رو تغییر بدم که همسرم دوستم داشته باشه؟"
-اینجا چیکار میکنی؟
با شنیدن صدا و لحن همیشگی چانگبین از جا میپره و طوری رفتار میکنه که فقط درحال تمیزکاریه...چانگبین نزدیک میشه
-نشنیدی چی...
*حرفش رو قطع میکنه* نمیبینی؟ فقط دارم مرتب میکنم
چانگبین از لحن ا.ت جا میخوره و چند قدم دورتر متوقف میشه
-میبینم
ا.ت از نگاه خیره چانگبین عصبی میشه و دیگه به کارش ادامه نمیده و از پشت میز بیرون میاد و به سمت در قدم برمیداره و وقتی کنار چانگبین میرسه لحظه ای مکث میکنه
وقتی به دفترت نیاز نداشتی تمیزش میکنم
چانگبین مچ دست ا.ت رو میگیره و پوزخند میزنه
-خودتم میدونی که نمیتونی بهم دروغ بگی..به غیر از تمیز کردن چیکار میکردی؟
هیچی
-دروغگوی وحشتناکی هستی...حداقل برای من
مچ دست ا.ت رو میکشه و به خودش نزدیک میکنه، بازوش رو دور کمرش میندازه تا نتونه بره
#kpop #kpoper #stray_kids #bangchan #leeminho #seuchangbin #hwanghyunjin #hanJisong #leeYongbok #kimseungmin #YangJungin #i.n #seungmin #felix #han #hyunjin #changbin #leeknow #chan #fake #چانگبین #chang_bin #changbin #Fiction #تکپارتی #fic
- ۹.۷k
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط