{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز در خود خیره شو، انگار چشمت سیر نیست

باز در خود خیره شو، انگار چشمت سیر نیست

درد خودبینی است می دانم تو را تقصیر نیست


کوزه ی دربسته در آغوش دریا هم تهی است

در گل خشک تو دیگر فرصت تغییر نیست


شیر وقتی در پی مردار باشد مرده است

شیر اگر همسفره ی کفتار باشد، شیر نیست
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

معامله p20چند دقیقه بعد، جونگ‌کوک آرام از آغوش تهیونگ بیرون ...

معامله p14درِ اتاق با عجله باز شد.پزشک وارد شد و بلافاصله کن...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

چند پارتی..«درخواستی» وقتی برادر ناتنیت ازت متنفره تا اینکه....

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

RESPECT OR DIE : پارت چهاردهم صدای موتور ماشینی از پشت سرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط