پارت
پارت ۳🗿
ات: خیلی خوب باشه امشب اینجا میمونم
پچه ها از خوشحالی یتیم خونه رو گذاشته بودن رو سرشون
فردا ساعت۵ صبح
ویو ات: خب قبل این که کسی بیدار شه میرم خونه خودم
تینا: همممم کیو؟ کجا میخی( کجا میری)
ات : جایی نمیرم تو بخواب🙂
خب وقتشه برم خونه وسایلم رو بردارم و برم سر کار
در خونه ات:
خب لیست مشتری ها ...لباسم....کارت اعتباریم...ووو فکر نکنم چیزی مونده باشه
یه فلش بک کوچیک:
خاله ات تولدت مبارک 🥺🥺🥺🎀🎀🎀
این گیر مو این گردنبند و برات خریدمممم🎀🎀🎀🎀🎀❤❤❤
ات: وای مرسی❤🎀🥺
زمان حال:
رفتم سر کار و وقتی رفتم دیدم دعوا شده
یکی: چی منظورت چیه ؟ ! اون دختره هر**زه با شوهر من خوابیده مامان، بعد تو میگی اروم باشم ؟
دختره: هوی هر**زه خودتی من از قبل با لیان بودم تو کسی بودی که اومدی تو زندگیمون
ات: بس کنید ....اداره رو گذاشتین سرتون اگه یه بار دیگه سر و صدا کنید تو مکان عمومی به جرم مزاحمت میرید زندان همین الان تمومش کنید
یکی: ولی ات اون داره زندگیم و خراب میکنه درسه تو وکیلمی ولی دیگه بهم دستور نده
کیو: میدونم خانم ، شما الان تو وضیعت خوبی نیستید درک میکنم..ولی یکم مراعات کنید
مامان یکی: باشه ولی الان دادگاه داره شروع گیشه بهتره بریم
در دادگاه:
قاضی : خب همون طور که معلومه خانمه لیان از اول کیسو بوده و خانم &× کسی بودن که با ایشون خوابیده
×&: ولی اخه چطوری لیان جونم بهم گفته بود به غیر از من کسی رو نداره( پیکمی بازی)
کیسو: ولی مثل این که بهت دروغ گفته
ات: اره همین طوره
اقای قاضی شما باید اقای لیان رو بخاطر این کار مجازات کنید
قاضی: بله درست میگید من اقای لیان رو به ۴ ماه زندان و طلاق از هرودو زن مخکوم میکنم( خودم دارم از خنده جر میخورم🤣🤣🤣)
دادگاه تموم شد
کیسو: ات واقعا ازت ممنونم اگه راهنمایی های تونبود ما باخته بودیم دادگاه رو
ات: خواهش میکنم
که ناگهان اقای×× پدیدار شد
××: سلام ات حالت خوبه؟
ات: سلام اقای ×× بله خوبم
××: چغدر دیگه کارت طول میکشه؟
ات: کارم الان تموم شده
××: چغدر هم عالی میخوای برسونمت پرورشگاه؟
ات: واقعا؟! ازتون ممنونم😇
××: خواهش میکنم راستی امروز هم قراره با یه ادم مهم دیدار کنم قیافم خوبه؟
ات: همممم بهتره موهاتون و سمت راست بزارید اینجوری صمیمی تر به نظر میاد
××: واقعا ازت ممنونم ایده خوبه راستش همه ی بچه های من پسرن و مادشون و پارسال از دست دادن برای همسن همیشه از تو میپرسم
ات: که اینطور ببخشید اگه ناراحتتون کردم
××: نه اشکالی نداره
ذهن ××:
وای باید بدم یپش خانم رز تا راجبش حرف بزنم
ات: خب میتونیم بریم؟
میرن پرورشگاه
خانم رز: سلام ات
اقای ×× : خانم رز باید باهاتون صحبت کنم....
نظر بدید همرو میخونم
ات: خیلی خوب باشه امشب اینجا میمونم
پچه ها از خوشحالی یتیم خونه رو گذاشته بودن رو سرشون
فردا ساعت۵ صبح
ویو ات: خب قبل این که کسی بیدار شه میرم خونه خودم
تینا: همممم کیو؟ کجا میخی( کجا میری)
ات : جایی نمیرم تو بخواب🙂
خب وقتشه برم خونه وسایلم رو بردارم و برم سر کار
در خونه ات:
خب لیست مشتری ها ...لباسم....کارت اعتباریم...ووو فکر نکنم چیزی مونده باشه
یه فلش بک کوچیک:
خاله ات تولدت مبارک 🥺🥺🥺🎀🎀🎀
این گیر مو این گردنبند و برات خریدمممم🎀🎀🎀🎀🎀❤❤❤
ات: وای مرسی❤🎀🥺
زمان حال:
رفتم سر کار و وقتی رفتم دیدم دعوا شده
یکی: چی منظورت چیه ؟ ! اون دختره هر**زه با شوهر من خوابیده مامان، بعد تو میگی اروم باشم ؟
دختره: هوی هر**زه خودتی من از قبل با لیان بودم تو کسی بودی که اومدی تو زندگیمون
ات: بس کنید ....اداره رو گذاشتین سرتون اگه یه بار دیگه سر و صدا کنید تو مکان عمومی به جرم مزاحمت میرید زندان همین الان تمومش کنید
یکی: ولی ات اون داره زندگیم و خراب میکنه درسه تو وکیلمی ولی دیگه بهم دستور نده
کیو: میدونم خانم ، شما الان تو وضیعت خوبی نیستید درک میکنم..ولی یکم مراعات کنید
مامان یکی: باشه ولی الان دادگاه داره شروع گیشه بهتره بریم
در دادگاه:
قاضی : خب همون طور که معلومه خانمه لیان از اول کیسو بوده و خانم &× کسی بودن که با ایشون خوابیده
×&: ولی اخه چطوری لیان جونم بهم گفته بود به غیر از من کسی رو نداره( پیکمی بازی)
کیسو: ولی مثل این که بهت دروغ گفته
ات: اره همین طوره
اقای قاضی شما باید اقای لیان رو بخاطر این کار مجازات کنید
قاضی: بله درست میگید من اقای لیان رو به ۴ ماه زندان و طلاق از هرودو زن مخکوم میکنم( خودم دارم از خنده جر میخورم🤣🤣🤣)
دادگاه تموم شد
کیسو: ات واقعا ازت ممنونم اگه راهنمایی های تونبود ما باخته بودیم دادگاه رو
ات: خواهش میکنم
که ناگهان اقای×× پدیدار شد
××: سلام ات حالت خوبه؟
ات: سلام اقای ×× بله خوبم
××: چغدر دیگه کارت طول میکشه؟
ات: کارم الان تموم شده
××: چغدر هم عالی میخوای برسونمت پرورشگاه؟
ات: واقعا؟! ازتون ممنونم😇
××: خواهش میکنم راستی امروز هم قراره با یه ادم مهم دیدار کنم قیافم خوبه؟
ات: همممم بهتره موهاتون و سمت راست بزارید اینجوری صمیمی تر به نظر میاد
××: واقعا ازت ممنونم ایده خوبه راستش همه ی بچه های من پسرن و مادشون و پارسال از دست دادن برای همسن همیشه از تو میپرسم
ات: که اینطور ببخشید اگه ناراحتتون کردم
××: نه اشکالی نداره
ذهن ××:
وای باید بدم یپش خانم رز تا راجبش حرف بزنم
ات: خب میتونیم بریم؟
میرن پرورشگاه
خانم رز: سلام ات
اقای ×× : خانم رز باید باهاتون صحبت کنم....
نظر بدید همرو میخونم
- ۲.۸k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط