{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی در مسابقه زیر زمینیp

°عاشقی در مسابقه زیر زمینی°p2
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
داشتم از دره سالن میرفتم بیرون که همون پسری و دیدم که باهاش مسابقه‍ داده بودم _به به خانم خانما،اوه اوه صورتت چرا زخیمه +دست گل جنابالیه دیگه -میخاستم بدتر هم بزنم ولی حیفم اومد که صورت خوشگلتو خراب کنم(پوزخند) +برو اونور میخام برم -میگم میخوای یه شبو بیای خونم؟خوش میگذره ها +گفتم برو اونور(داد) -اگر نرم +با پام زدم به لای پاهاش و در رفتم(منو نخورین چون کوک نیست😂😔).......به عمارت که رسیدم آیفون رو زدم و اجوما در و باز کرد &ا٫ت دخترم کجا بودی تو؟ حالت خوبه؟ ساعتو دیدی؟ +من میرم تو اتاقم(بی حالی) &نه صبر کن پدرتون رو كاناپه عصبی نشستن کارت دارن........+بله پدر کارم... حرفم با خوردن دست سنگینی به صورتم نصفه موند. -معلوم هست تا این موقع شب کدوم.....بودی؟(داد){اون جای خالی رو خودتون بفهمید میترسم ناظر ایراد بگیره}. -دختره خیره سر گوشیتو نمگاه کردی که من چند بار بهت زنگ زدم؟ -بازم رقتی مسابقه آره؟ +....... دستمو کشید و من و انداخت تو جایی که همیشه مینداخت
-دو سه روز اینجا بمونی آدم میشی +ولی من مسابقه دوست دارم(داد) حرفت هم اصلا برام اهمیتی نداره(پوزخند) در و با کلید بست و رفت. +مامان دلم برات تنگ شده(بغض) دلم برای لالایی خوندنات وقتی خوابم نمیبرد تنگ شده +اگر تو بودی میزاشتی به علاقم برسم ولی بابا نه‍(بغض). میشه دویاره برگردی؟ چرا اخه چرا رفتی اون دنیا؟ها؟(داد) من بهت نیاز دارمم(بغض) +ولی هر چی هم که بشه من فردا دوباره تو مسابقه شرکت میکنم و در همون حالت به خواب عمیقی فرو رفتم..............(دید من چقدر خوبم که بدجا کات نکردم؟)😂😔

ناظر کیه؟ خودش می‌دونه😂💔
دیدگاه ها (۸)

°عاشقی در مسابقه زیر زمینی°p1👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻چشمم و از روی ساعت مچیم...

°p8°mafia جئونداشتم میرفتم داخل که دو تا از نگهبانا جلومو گر...

عضو نهم پارت۳۳روز بعد*دکتر:د هیونجین_ا.ت+چان:×*ویو هیونجین:ا...

دوباره شروع کرد به بوسیدنم خیلی بد مک میزد طوری که مزه خون ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط