part
part 6
میا : آقا منم میخواهم کمک کنم به منم کار بگید
مایکی : غذا که داره حاضر میشه
ا.ت : اره غذا یک دیگه حاضر
میا : جیمین کمک نمیخوای
جیمین : نه ممنون
مایکی : آهای بیان غذا
(همه دور میز نشستن )
بعد از غذا
جیمین : ممنون مارکی خیلی خوش مزه بود
مایکی : از ا.ت تشکر کن اون اینا رو درست کرد من فقط یکم کمک کردم
جیمین : ممنون ا.ت ، پس تو به ا.ت کمک کردی نه ا.ت به تو
ا.ت : نه کاری نکردم
مایکی : اره
میا : دست همه درد نکن
ا.ت : خوب من باید برم داره پسرم میشه بعدن میبینمتون
همه : کجا میری
ا.ت : ها ، دارم میرم خونه قبلشم باید یک چیز میز بگیرم کار دارین
همه : نه
جیمین : میخای برسونمت
ا.ت : نه ممنون . خداحافظ
جیمین : باشه
همه : خداحافظ
چند مین بعد
جیمین : بچها یه چیزی بهتون بگم به ا.ت میشه نگین
مایکی و میا : چی بکو
جیمین : من از ا.ت خوشم میاد.
مایکی و میا : چچچچچچیییییی ( با داد )
جیمین : کوفت همین که شنوفتین
میا : اره میدونستم قشنگ معلوم بود
مایکی : داداش مبارک
جیمین : ای کوفت بگیرین ، چی چی مبارک بیان پایین سرم رفت
میا : حالا چطوری میخوای بهش بگی
جیمین : نمیدونم.
مایکی : تو میتونی برو بگو
میا : بدون برنامه که نمیشه
مایکی : چرا نشه میشه
میا : یه طوری میگی انگار این کارو کردی
مایکی : چطوری فهمیدی
جیمین و میا : چچچچچییییی
( پرش به چند مین قبل )
ویو ا.ت
نمیدونم چرا ولی احساس میکنم از جیمین خوشم میاد چطوری بهش بگم اصلا امشب قرار بچها باهم باشند بزار برگردم شاید تونستم بهش بگم
( برگشت به زمان حال )
ا.ت : آهای چه خبر سرو صدا راه انداختیم
مایکی و میا و جیمین : یییییااااا خخخدددااا تو از کی اینجایی
ا.ت : همین الان اومدم
میا : چرا برگشتی
ا.ت : نظرم اوض شد گفتم پیش شما ها باشم ، بعدم این سرو صدا ها مال چی بود
جیمین و مایکی : خوش اومدی
میا : ا.ت مایکی به یکی گفته دوسش داره
ا.ت : جدی کی
میا و ا.ت و جیمین : مایکی بگو چیشد
مایکی : ......
ادامه دارد .......
لایک کن برای پارت بعد
میا : آقا منم میخواهم کمک کنم به منم کار بگید
مایکی : غذا که داره حاضر میشه
ا.ت : اره غذا یک دیگه حاضر
میا : جیمین کمک نمیخوای
جیمین : نه ممنون
مایکی : آهای بیان غذا
(همه دور میز نشستن )
بعد از غذا
جیمین : ممنون مارکی خیلی خوش مزه بود
مایکی : از ا.ت تشکر کن اون اینا رو درست کرد من فقط یکم کمک کردم
جیمین : ممنون ا.ت ، پس تو به ا.ت کمک کردی نه ا.ت به تو
ا.ت : نه کاری نکردم
مایکی : اره
میا : دست همه درد نکن
ا.ت : خوب من باید برم داره پسرم میشه بعدن میبینمتون
همه : کجا میری
ا.ت : ها ، دارم میرم خونه قبلشم باید یک چیز میز بگیرم کار دارین
همه : نه
جیمین : میخای برسونمت
ا.ت : نه ممنون . خداحافظ
جیمین : باشه
همه : خداحافظ
چند مین بعد
جیمین : بچها یه چیزی بهتون بگم به ا.ت میشه نگین
مایکی و میا : چی بکو
جیمین : من از ا.ت خوشم میاد.
مایکی و میا : چچچچچچیییییی ( با داد )
جیمین : کوفت همین که شنوفتین
میا : اره میدونستم قشنگ معلوم بود
مایکی : داداش مبارک
جیمین : ای کوفت بگیرین ، چی چی مبارک بیان پایین سرم رفت
میا : حالا چطوری میخوای بهش بگی
جیمین : نمیدونم.
مایکی : تو میتونی برو بگو
میا : بدون برنامه که نمیشه
مایکی : چرا نشه میشه
میا : یه طوری میگی انگار این کارو کردی
مایکی : چطوری فهمیدی
جیمین و میا : چچچچچییییی
( پرش به چند مین قبل )
ویو ا.ت
نمیدونم چرا ولی احساس میکنم از جیمین خوشم میاد چطوری بهش بگم اصلا امشب قرار بچها باهم باشند بزار برگردم شاید تونستم بهش بگم
( برگشت به زمان حال )
ا.ت : آهای چه خبر سرو صدا راه انداختیم
مایکی و میا و جیمین : یییییااااا خخخدددااا تو از کی اینجایی
ا.ت : همین الان اومدم
میا : چرا برگشتی
ا.ت : نظرم اوض شد گفتم پیش شما ها باشم ، بعدم این سرو صدا ها مال چی بود
جیمین و مایکی : خوش اومدی
میا : ا.ت مایکی به یکی گفته دوسش داره
ا.ت : جدی کی
میا و ا.ت و جیمین : مایکی بگو چیشد
مایکی : ......
ادامه دارد .......
لایک کن برای پارت بعد
- ۲۲۰
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط