{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بِخدا دستِ خودَم

بِخدا دستِ خودَم
نیست ولی دلتنگَم
هر شَبَم سخت به این
باوَرِ خود می خندَم
تو مَحالی و مَنَم
دلخوشِ این باوَرِ خود
می رَوم ، باز ولی
سمتِ تو بر می گردَم
نمیدانم
نہ میذاری برم من ازڪنارت
نہ ثَبتم میڪنی در روزگارت
چہ بی سامون و سـردم نازنینم
فقط موندم ڪہ تغییری ببینم
فقط موندم ڪہ شاید عاشقم شی
تو این دریایِ حســرت قایقــم شی
دیدگاه ها (۲۷)

من به گلهای بیابانی حسودی می کنمچشم را ازمن بگردانی حسودی می...

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایتچه دردی میکشم وقتی، که د...

به خانه ام سری بزن، بهار را بهانه کندوباره خلوت مرا، بیا پر ...

لبم یاد لبت افتاد دلم در سینه ام لرزیدنبودی آتش غم فقط حال م...

نشان سوخته.

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۱۳●•_شرلوک هلمز_چند دقیقه‌ای گذ...

پارت ۱۰روز بعد، نیلسو زودتر از همیشه وارد کلاس شد.کیفش را رو...

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

نہ میذاری برم من ازڪنارتنہ ثَبتم میڪنی در روزگارتچہ بی سامون...

نہ میذاری برم من ازڪنارتنہ ثَبتم میڪنی در روزگارتچہ بی سامون...

نہ میذاری برم من ازڪنارت نہ ثَبتم میڪنی در روزگارت چہ بی سام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط