در ورشو، دخترکی چنین میگفت:
در ورشو، دخترکی چنین میگفت:
اگر میخواهی نوازشم کنی، مانعت نمیشوم
اگر میخواهی ببوسیام، میتوانی
میگذارم مرا را عریان کنی.
ولی باید بدانی که پدرم را آلمانیها تیرباران کردند
و یک برادرم را در کوره سوزاندند.
اگر میخواهی نوازشم کنی، هیچ مانعت نمیشوم
ولی باید بدانی که تمام این مردگان
در من زوزه میکشند
و من سراپا، سراپا خاکسترم.
ببوس مرا،
ولی ایکاش این بوسه تلخکامت نکند
اگر میخواهی نوازشم کنی، مانعت نمیشوم
اگر میخواهی ببوسیام، میتوانی
میگذارم مرا را عریان کنی.
ولی باید بدانی که پدرم را آلمانیها تیرباران کردند
و یک برادرم را در کوره سوزاندند.
اگر میخواهی نوازشم کنی، هیچ مانعت نمیشوم
ولی باید بدانی که تمام این مردگان
در من زوزه میکشند
و من سراپا، سراپا خاکسترم.
ببوس مرا،
ولی ایکاش این بوسه تلخکامت نکند
- ۲۷۰
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط