{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ورشو، دخترکی چنین می‌گفت:

در ورشو، دخترکی چنین می‌گفت:
اگر می‌خواهی نوازشم کنی، مانعت نمی‌شوم
اگر می‌خواهی ببوسی‌ام، می‌توانی
می‌گذارم مرا را عریان کنی.
ولی باید بدانی که پدرم را آلمانی‌ها تیرباران کردند
و یک برادرم را در کوره سوزاندند.

اگر می‌خواهی نوازشم کنی، هیچ مانعت نمی‌شوم
ولی باید بدانی که تمام این مردگان
در من زوزه می‌کشند
و من سراپا، سراپا خاکسترم.
ببوس مرا،
ولی ای‌کاش این بوسه تلخ‌کامت نکند
دیدگاه ها (۶)

‌سوریه کمک اعتباری یک میلیارد دلاری ایران را رسما پذیرفتبه گ...

سه ...... با هم خربزه می خوردند و فقیری آنها را نظاره می نمو...

ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ 1323ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺘﻔﻘﯿﻦ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭ...

ای ایران ای مرز پر گهر.ای خاکت سرچشمه هنردور از تو اندیشه بد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

من یک افراطی بی مرزماز هرچیزی، نهایتش را می‌خواهمدر هرچیزی غ...

من یک افراطی بی مرزماز هرچیزی، نهایتش را می‌خواهمدر هرچیزی غ...

مـن يـك دخــتـرم مي بـينمـ...مي فـهــممـ... امـا سكـوتـــ مي...

خدایا دستم به دامانتامروز تولدش است ، نمی خواهی کمکی کنی ؟نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط