{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ⁹¹

(( درد متولد شد اشکی ریخته شد خونی به آتش کشید و آتش سوزاند.)) 
صبر کن ببینم این...... 
با نهایت سرعت استفان رو صدا زدم و اس ام اسو  نشونش دادم 
نگاهی بهش انداخت و غرید : لعنتی یه اس ام اس بی نام و نشون دیگه... 
جیمین : پس اون عصیانگر عوضی دلش بازی میخواست اره؟ جک استفان خودم برای بررسی خونه این عوضی میرم 
استفان با چشمایی گرد شده و سراسر تعجب گفت : چ..چی؟ شوخیت گرفته
و اما نگاهم به جکسونی بود که با نیشخندی سراسر خباثت زل زده بود به صورتم و گفت : میدونی که پایتم 
جیمین : خب جکسون ازت چیزی میخوام ؛ تک تک اطلاعات این دانشمند تقلبیو از سازمان میگیری و تحویلم میدیش 
دقایقی بعد با دستکشای لاتکسی دقیقا وسط اتاق این مرتیکه تقلبی بودم و بار دیگه اطلاعاتشو توی ذهنم مرور کردم 
جیکوب روگر ؛ بتای ۴۸ ساله فاقد هرگونه بستگان و خانواده همسر و دخترش توی یه تصادف کشته شده بودن و بعد اون به سازمانهای مختلف بین المللی پیوسته بود که خودشو درگیر دنیای زیرزمینی کرد، دنیای خلاف فساد 
و نگاهی به سرتاسر خونه کوچیکش کردم اتاقی ۶۰ متری با پارکت چوبی پنجرهای با پرده سفید یک دست یک تلوزیون کوچیک یک تخت و اشپزخونه چهارقدمیش تموم چیزی بود که داشت 
مثل اینکه تنها چیز بدرد بخور این ساختمون فقط امنیتش بوده و بس همه نیروهارو بعد گرفتن اثرانگشتا مرخص کرده بودم تا بتونم با خیال راحت هرجا که خواستم بگردم. 
اولین مقصدم کشوهای زیر تخت و بخش بخش تختش بود 
تلوزیون میزش اشپزخونه  هیچ جای خونه چیزی نبود 
از درز دیوار تا زیر کابینتا این ادم امکان نداشت هیچ مدرکی نگه نداره 
نگاهمو سرتا سری دور تا دور اتاق چرخوندم که حرفی از یکی از استادهام رو به یاد آوردم : بهترین مکان مخفی کردن توی چشم ترین مکان هاست این بار جزیی نگریو کنار گذاشتم و نگاهی کلی به خونه انداختم که یکی از چراغای خاموش لوستر توجهمو جلب کرد 
لوسترو خاموش و اون چراغو باز کردم که سنگینی غیر معمولی ازش حس کردم؛ یه شی داخلش بود سعی کردم بدون در نظر گرفتن ریسکش بشکونمش و 
چیزی ک باهاش مواجه شدم یه کلید بود اما این کلید کجاست؟ نگاهی به دور تا دورم انداختم هیچی به هیچی اما صبر کن ببینم پایین تخت زانو زدم و کلیدو وارد سوراخ کمد کوچیک پایین تخت کردم که دفترچه ای توی دستم افتاد 
چرا متوجه این روپوش کاذب نشده بودم دفترچه رو بی درنگ باز کردم که با یه سری عدد مواجه 
شدم اینا دیگه چی بودن؟ یه معما یا همچین کوفتی؟ 
بعد یه بررسی کامل خونه و اینکه مطمئن شدم چیز دیگه ای دستگیرم نمیشه دفترچه رو توی زیپ کت مخصوص گذاشتم و توی جیبم انداختمش و از خونه بیرون زدم
دیدگاه ها (۱)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁹²که صدای جکسون ...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁹³چشمام روی امی...

ادامه پارت 90.... عص..یانگر منم...عصیانگر خودممجیمین : که عص...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁹⁰همون دانشمندی ...

اجباری...

P5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط