دانلود رمان یک سبد عشق نودهشتیا
دانلود رمان یک سبد عشق نودهشتیا
نام رمان: یک سبد عشق
نویسنده : فاطی ۹۹
ژانر : عاشقانه، طنز، فانتزی
تعداد صفحات : ۱۶۰
خلاصه:
یک سبد عشق،حکایت احساسی ناب به قلم فاطی ۹۹
عشقی که در پیچ و تاب سرنوشت سوسو میزند.
هر کدام در سرزمینی دیگر،جوانه زدند ولی چنان به هم آمیخته اند،گویی از ازل به نام یک دیگر بودند.
رمان، راجع به دختری سرخپوست هستش که در شمال امریکا با قبیله اش زندگی میکنه و یه روز اتفاقی با پسر ایرانی آشنا میشه و..
بخشی از رمان:
.با چیز نرم و خیسی که رو صورتم کشیده میشد چشمامو باز کردم .گرگی کنارم نشسته بود
و زبونشو رو صورتم میکشید .با خنده بغلش کردم و بهش صبح بخیر گفتم
من نگار هستم .دختری سرخپوست که تو شمال آمریکا با قبیلم زندگی میکنم
مادرم (ستایش) ایرانیه .حالا حتما فک میکنین یه زن ایرانی چجوری اینجا اومده .خب سال
ها پیش مادرم با یه وسیله که پرواز میکرده به اسم ..فک کنم هواپیما بود ،میخواسته از
آسمون اینجا رد شه که سقوط میکنن و مادرم به طرز معجزه آسایی زنده میمونه ..از اون
طرف پدرم برای شکار به اطراف قبیله رفته بوده و مادرمو نجات میده ،پدرم عاشق مادر م
شد و دیگه نذاشت اون به کشور خودش برگرده وحاصل ازدواج اونا من شدم ..مادرم بهم
زبان خودشونو یاد داد ..حتی الان بلدم که به فارسی بخونمو بنویسم ،مامانم زن خوش
چهره ای بود و منم از لحاظ ظاهر به اون رفتم ،مدیونید فکر کنین الان از خوشگلی خودم
تعریف کردما ،من عاشق مامانم بودم حیف که دوسال پیش منو تنها گذاشت ..با واق واق
گرگی از گذشته پرت شدم بیرون، گرگی اسم سگ منه .چون خیلی گندس اسمشو گذاشتم
https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a8%d8%af-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
نام رمان: یک سبد عشق
نویسنده : فاطی ۹۹
ژانر : عاشقانه، طنز، فانتزی
تعداد صفحات : ۱۶۰
خلاصه:
یک سبد عشق،حکایت احساسی ناب به قلم فاطی ۹۹
عشقی که در پیچ و تاب سرنوشت سوسو میزند.
هر کدام در سرزمینی دیگر،جوانه زدند ولی چنان به هم آمیخته اند،گویی از ازل به نام یک دیگر بودند.
رمان، راجع به دختری سرخپوست هستش که در شمال امریکا با قبیله اش زندگی میکنه و یه روز اتفاقی با پسر ایرانی آشنا میشه و..
بخشی از رمان:
.با چیز نرم و خیسی که رو صورتم کشیده میشد چشمامو باز کردم .گرگی کنارم نشسته بود
و زبونشو رو صورتم میکشید .با خنده بغلش کردم و بهش صبح بخیر گفتم
من نگار هستم .دختری سرخپوست که تو شمال آمریکا با قبیلم زندگی میکنم
مادرم (ستایش) ایرانیه .حالا حتما فک میکنین یه زن ایرانی چجوری اینجا اومده .خب سال
ها پیش مادرم با یه وسیله که پرواز میکرده به اسم ..فک کنم هواپیما بود ،میخواسته از
آسمون اینجا رد شه که سقوط میکنن و مادرم به طرز معجزه آسایی زنده میمونه ..از اون
طرف پدرم برای شکار به اطراف قبیله رفته بوده و مادرمو نجات میده ،پدرم عاشق مادر م
شد و دیگه نذاشت اون به کشور خودش برگرده وحاصل ازدواج اونا من شدم ..مادرم بهم
زبان خودشونو یاد داد ..حتی الان بلدم که به فارسی بخونمو بنویسم ،مامانم زن خوش
چهره ای بود و منم از لحاظ ظاهر به اون رفتم ،مدیونید فکر کنین الان از خوشگلی خودم
تعریف کردما ،من عاشق مامانم بودم حیف که دوسال پیش منو تنها گذاشت ..با واق واق
گرگی از گذشته پرت شدم بیرون، گرگی اسم سگ منه .چون خیلی گندس اسمشو گذاشتم
https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b3%d8%a8%d8%af-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
- ۵.۸k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط