{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت شصت دو🍷🗡


با صدایی که به خاطر نزدیکی بیش از حدش بم‌و‌خش دار شده بود گفتم

+به نفعته ندونی خانوم کوچولو!

یقمو گرفت توی دستش
_میخوام بدونم.

دستشو کنار زدم
+میخوای رانندگی کنی یا بگم یکی بیاد برونه؟

عصبی نگاهم کرد
_حوصله ندارم بگو یکی بیاد

سر تکون دادم
+باشه.

گوشیمو در آوردم

شماره یکی از محافظا رو گرفتم که جواب داد سریع

گفتم
_ماشینمو بیارن و یکیتون رانندگی کنید!

به محض چشم‌گفتنش قطع کردم که همون موقع ماشین سیاهی رو به رومون قرار گرفت

پیاده شدم
دست پری رو هم که با اخم نگاهم میکرد گرفتم و آروم پیادش کردم
+بریم

سر تکون داد

سوار صندلی عقب ماشین شدیم
یه راننده جلو بود و روی صندلی شاگردش محافظ نشسته بود

پری که سرشو به پنجره تکیه داده بود برای این که از این حال و هوا در بیاد گفتم
+خسارت ماشینم و چطوری میخوای بدی؟
دیدگاه ها (۳)

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت سه🍷🗡دندوناش و رو هم فشار داد _باز میگی...

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت چهار🍷🗡با سنگین شدن سرش فهمیدم که خوابش...

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت یک🍷🗡چشمای اشکیشو که بالا آورد دیگه نتو...

بگین عزیز دل🥺🤭بنظر من که ده 80🥺🥺

my love part 28

in your eyes

my love part 71

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط