{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم از این شهر میرفتم

داشتم از این شهر میرفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی ای که رفت و غرق شد

البته...

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و...

تو صدایم کنی

فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

تا اسیرم کنی
دیدگاه ها (۳)

عشق را چگونه می شود نوشت ؟ در گذر این لحظات پــر شتاب شبانه ...

می خواهم با همین قلب ناقصدوستت بدارمزندگی کنمو این بار مراقب...

.

.

فراتر از خویش

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط