{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سینه ی تیغو میشکافه انگشتام

سینه ی تیغو میشکافه انگشتام
اینطوری میفهمم سالمم
من بستریه حبس شده تو این اتاق
رویاباف از گسستکی
یه دیوان بدون خاطرم . . .
دیدگاه ها (۱)

مرکبم من از قلم غرق شدهٔ درونم ورق خالیهمن هجرت کردم به سمت ...

آواره ی مهاجمروی چرتکه خون چکید از دستای ملموس کشیده به چشما...

درکـ مفهومـ زیبایـ مرگـ فقط با زندگیـ خوبـ امکانـ پذیرهـ . ....

امشب قلم با یادتو نغمه سرایی میکنددر قالب شعر غزل بس خود نما...

فک کن یه روز از خواب بیدار بشی ببینی تو یه اتاق دیگه ای جا...

اما من خودم انتخاب نکردم🥺ویو سوفیا:دوباره از اتاق سول صدای ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط