{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟨

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟨

جونگکوک توی سالن غذا خوری نشسته بود و داشت نوشیدنیش رو میخورد، بیشتر از نوشیدنی داشت حرص میخورد، از دست اون کیم تهیونگ فا//کی.
- میک//شمت احمق
زمزمه کرد و قلوپی از نوشیدنیش رو خورد، توی فکر و خیال خودش بود که صندلی عه کنارش توسط فردی کشیده شد و محض رضای خدا، دوباره اون بود.
- واو جناب جئون، داری شیرموز میخوری؟ اصلا به روحیاتت نمیخوره
خنده ای کرد و با تمسخر به جونگکوک که از شدت عصبانیت قرمز شده نگاه کرد، جونگکوک بلند شد، صندلیرو به طرفی پرت کرد و توی چشمای قهوه ای رنگ پسر زل زد، افراد تو سالن ساکت شدن و نفس هاشون توی سینشون حبس شد
جونگکوک همچنان زل زده بود به تهیونگ، یکباره شیرموز توی دستش رو روی تهیونگ خالی کرد، کاملا خونسرد و پوکر فیس، کل سالن هینی کشیدن که باعث خنده ی تهیونگ شد، جونگکوک با لحن ترسناک و قاطعی گفت
- اگه تنت میخاره، بگو بخارونمش
و به سمت سطل زباله رفت و پاکت شیرموز خالیه تو دستش رو داخل سطل زباله انداخت و بدون اینکه نگاهی به افراد توی سالن بکنه داد زد
- چه مرگتونه؟ به کارتون برسین!
و اونجا رو ترک کرد و تهیونگ رو با پوزخند روی لبش تنها گذاشت.
زنگ بعدی توی سالن بسکتبال تمرین داشتن و بچه ها طبق معمول داشتن به سمت سالن میرفتن و جونگکوک اخرین نفر بود که وارد سالن میشد که یکهو...

#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_تهکوک #بنگتن
دیدگاه ها (۰)

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟩که یکهو با حس خیسی و سردی سر جاش میخک...

یعنی بازم میشه؟.. یکی منو بخواد؟.. دلشو بشکونم؟.. ازم بدش نی...

سلام سلااماومدم بعد یه غیبت کوتاه تا بتروکونم.به مناسبت تولد...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p26 جونگکوک تک خنده ای کرد...

#بے_صبرانـہ_منتظرتمپارت : 8 اونا به سمت عمارت مشترکشون راهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط