{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او می‌رود و انبوهی از خاطره ، گل رز سرخی که در کتاب مورد

او می‌رود و انبوهی از خاطره ، گل رز سرخی که در کتاب مورد علاقه اش به مرور زمان خشک می‌شود ، اتاقی که بوی او را می‌دهد ، شهری که گوشه به گوشه اش را با او گشته‌ام ، رویایی که میخواستم با او به آن برسم و مغزی مملو از خودش را برایم باقی گذاشت ؛
نعناع؟
می‌شود فراموش کرد..؟
دیدگاه ها (۰)

هرکجا که پا می‌گذارم تکه ای از تو در خاطراتم مرور میشود ... ...

چطور میتونی هم تکیه گاه باشی هم پرتگاه؟

چرا عشق مانند اسمش،زیبا نیست؟چرا مانند اسمش،آرامش را در وجود...

مَزه تَلخ خونَت ، شیرین تَر از دروغهـایت بود.

p2ناگهان، خاطره‌ای که سال‌ها زیر لایه‌های خاکستر عشق دفن کرد...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط