{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز دستانش را به یلدا پیوند میزند و بوسه ای بر پیشانی ب

پاییز دستانش را به یلدا پیوند میزند و بوسه ای بر پیشانی بلند یلدا میزند....

یلدا به حرمت این عشق, جشن میگیرد اما همین که چشمانش را باز میکند صبح برفی زمستان است و پاییز رفته است.
دیدگاه ها (۳)

گفت خب ایراد تو چیست؟ گفتم زیاد فکر میکنم، خیلی، بی‌نهایت، ب...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 10تقریبا ساعت 5/5 صبح بود چویا ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

پارت آخر

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط