My Ex
§ : My Ex : §
P : 1
_______¥_______¥_______¥_______¥_______¥_______
داشتم بعد از دست شویی به طرف سالن میرفتم ، که یکی دستم رو گرفت برگشتم نگاهش کردم و دیدم ، بعله ، دیوث اعظم ! تعجبی هم نداشت که بونتن به همچین مهمونی مجللی شرکت نکنند ، اصن شرکت نکنن عجیبه ! «عروسک ، میبینم که به خودت رسیدی ، امشب قراره به کی بدی ؟ »و بعد خندید و با اون لبخند تحقیر آمیزش سر تا بای من رو برانداز کرد . تمام این مدت پوکر بودم و با تعجب نگاهش میکردم و بالاخره با تخم محوی که بیشتر علامت سوالی بود گفتم : « عام ... شما ؟ » « نه دیگه ، برای ما غریبه بازی در نیار ! عروسکی ، منم ، بابی ! » ناگهان آکیرا اومد و دست ران رو پس زد و کمرم رو گرفت و به خودش نزدیک کرد و گفت : « ببخشید آقا ، اما من دوست ندارم چیزی که مال کنه رو مثل یک اموال عمومی ببینید ! » « اموال تو ؟؟ هه بیا برو جم کن بابا ! تو میدونی اون کیه ؟ » « آره ، اون زن منه . » و این را گفت و رفتیم . بعد از اینکه دور شدیم آکیرا گفت : « این ، همون کسیه که گفتی؟ » « آره خود دیوثش بود گمانم بیاد و بخواد باهام حرف بره ، پس اگه ناپدید شدن نگران نباش عزیزم . » آکیرا هم « آهان »ـی گفت و دور شد ، من هم همون جا موندم درحالی که شامپاینم توی دستم بود ، که لمس دست آشنایی رو حس کردم و برگشتم و دیدم که ران ـه ، جوری بهم نگاه میکرد که انگار بهش خیانت کردم ! بهش گفتم : « بازم که تویی ، چیه چی میخوای ؟ » « باید راجع به یه چیزی حذف بزنیم ! »
_______¥_______¥_______¥_______¥_______¥_______
۲۰ لایک و ۱۵ کامنت تا پارت بعد🗿✨
فحش:آزاد👍🏻✨
P : 1
_______¥_______¥_______¥_______¥_______¥_______
داشتم بعد از دست شویی به طرف سالن میرفتم ، که یکی دستم رو گرفت برگشتم نگاهش کردم و دیدم ، بعله ، دیوث اعظم ! تعجبی هم نداشت که بونتن به همچین مهمونی مجللی شرکت نکنند ، اصن شرکت نکنن عجیبه ! «عروسک ، میبینم که به خودت رسیدی ، امشب قراره به کی بدی ؟ »و بعد خندید و با اون لبخند تحقیر آمیزش سر تا بای من رو برانداز کرد . تمام این مدت پوکر بودم و با تعجب نگاهش میکردم و بالاخره با تخم محوی که بیشتر علامت سوالی بود گفتم : « عام ... شما ؟ » « نه دیگه ، برای ما غریبه بازی در نیار ! عروسکی ، منم ، بابی ! » ناگهان آکیرا اومد و دست ران رو پس زد و کمرم رو گرفت و به خودش نزدیک کرد و گفت : « ببخشید آقا ، اما من دوست ندارم چیزی که مال کنه رو مثل یک اموال عمومی ببینید ! » « اموال تو ؟؟ هه بیا برو جم کن بابا ! تو میدونی اون کیه ؟ » « آره ، اون زن منه . » و این را گفت و رفتیم . بعد از اینکه دور شدیم آکیرا گفت : « این ، همون کسیه که گفتی؟ » « آره خود دیوثش بود گمانم بیاد و بخواد باهام حرف بره ، پس اگه ناپدید شدن نگران نباش عزیزم . » آکیرا هم « آهان »ـی گفت و دور شد ، من هم همون جا موندم درحالی که شامپاینم توی دستم بود ، که لمس دست آشنایی رو حس کردم و برگشتم و دیدم که ران ـه ، جوری بهم نگاه میکرد که انگار بهش خیانت کردم ! بهش گفتم : « بازم که تویی ، چیه چی میخوای ؟ » « باید راجع به یه چیزی حذف بزنیم ! »
_______¥_______¥_______¥_______¥_______¥_______
۲۰ لایک و ۱۵ کامنت تا پارت بعد🗿✨
فحش:آزاد👍🏻✨
- ۳.۱k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط