{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوخی های رزمندگان (1):

شوخی های رزمندگان (1):

كسي كه قبل از ما مسئول محور بود، كُدهاي معروف گردان ها و گروهان ها و ادوات را از اسامي زنانه انتخاب كرده بود، براي رَد گم كردن، كه دشمن تصور نكند سپاه در خط است. شبي آتش سنگين شده بود، مسئول محور از من خواست ادوات و توپ خانه را گوش كنم. معرف اداوت شهلا بود و معرف توپخانه پروين. هر چه سعي كردم، آن طرف صداي ما را نگرفتند. تداركات كه معرفش اصغر بود آمد روي خط و ما را گرفت. مسئول محور بدون اين كه به مفهوم جمله توجه كند حسب عادت و عرف گفت:«اصغر اصغر، اگر صداي ما را مي شنوي دست شهلا و پروين را بگير بگذار در دست ما» و بعد از گفتن اين جمله به خودش آمد و از فرط خنده ولو شد روي زمين كه اين چه حرفي بود زدم! دستور داد كه همان لحظه معرف ها را عوض كنيم.
دیدگاه ها (۳)

طولانیه ولی بخونین حتما.حدود ساعت یازده 22تیر ماه 61 بود که ...

🟡 #آیه_تراپی | وقتی می‌بینی کسی که ناگهانی به منصبی رسیده و ...

🟡 #مسیر | دوست داشتن واقعی، یعنی دیگری را بر خودت مقدم کنی.(...

🟡 #آیه_تراپی | وقتی یه درد کهنه هر شب خواب رو ازت می‌دزده و ...

هرگز روزی را تصور نمی‌کردم که به دومین سالگرد برسیم و امام خ...

💠 نماز توبه هر یکشنبه 🕌🔹علامه حسن زاده آملی رحمه الله تعالی ...

.#حکایت_آموزنده روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگو...

📷گزیدهٔ‌مراسم‌پریشبمراسم هفتگی و توسل به حضرت قمربنی‌هاشم(ع)...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط