{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره دیدمش, بعد از سالها, البته فراموشم نشده بود ولی تس

دوباره دیدمش, بعد از سالها, البته فراموشم نشده بود ولی تسکین یافته بودم تا اینکه امروزبا دیدن آن چشمها آن آتش پنهان دوباره شعله ورشد دوباره دلم لرزید زانوانم سست شدند وچشمهای بینوایم درخشیدند, آن چشمهای زیبای سبزآبی را هرکسی ببیند حتما مانند من منقلب می شود مگراینکه دل نداشته باشد می دانید که: چشمها به دل راه دارند مستقیم و به قول امروزی ها آنلاین , همین است که شاعر فرموده هرچه دیده بیند دل کند یاد, ولی من نمی خواهم خنجربسازم نمی خواهم دل ازچنین اسارت زیبایی آزاد گردد. آه خداوندا ...! چه غیرمنتظره پیش آمد بعضی وقتها می گویند انگارخواب می دیدم یا مانند یک رویا بود حتما همچنین چیزی است, درتلاقی نگاهمان لبخند ملیحی برلبانش نقش بست ومن از شدت شرم چشمانم را دزدیدم اصلا ازاول مشکلم همین بود این شرم زیانباری که بی اختیارمرا کنترل می کند تا حالا نگذاشته هیچ چشمی را سیرنگاه کنم, کاش می توانستم مانعش شوم! بگذریم... درهمان یک لحظه چشمهایش با من حرف زدند وازمن پرسیدند هنوزدوستشان دارم؟! کاش اوهم ازچشمهای کم سوی من فهمیده باشد که بله هنوزدوستشان دارم خیلی زیاد, خیلی بیشترازاینکه بشود گفت یا نوشت ... ازچشمهای خیلی ازآدمها خیلی چیزها را می توان فهمید درد, خشم, نفرت, سلامتی, شادی, عشق, بله عشق را فقط ازچشمها می شود فهمید وقتی سوسومی زنند ومی درخشند... البته برخی چنان مهارتی دارند که نمی توان حقیقت ویا حتی عشق را ازنگاهشان خواند مثلا یک بازیگریا خطیب یا نماینده ورییس جمهوروامثال آنها وقتی حرف می زنند وآدم را می نگرند چنان نقش بازی می کنند که مسحورنگاه و کلامشان می شویم و فکرمی کنیم دارند حقیقت را می گویند ! اما آدمهای معمولی نمی توانند کتمان کنند هرچه در دل دارند صاف وساده درچشمهایشان نمایان است .
چند لحظه بیشترنماند ولی درهمان دم کوتاه با آن نگاه سوزانش آتشی را که سالها پیش به جانم انداخته بود دوباره شعله ورنمود, اورفت ومن ماندم تا بسوزم وانتظاربکشم بلکه دست تقدیردوباره دیداری دیگرحادث کند ومن مثل همیشه تصمیم بگیرم این باردیدگان دلربایش را سیرنگاه کنم اما می دانم نخواهم توانست ...
^^^^^^^^^^^^^^^^
زکات لب هایت
سالی صد بوسه
من هم
ابن السبیل
دَین ات را
همین جا اَدا کن ...
من که اهل بهشت نیستم
تو حوری من گردی
این هم یک دردی !
خدا می داند درآن دنیا
سهم کدام سعید
خواهی شد...
دیدگاه ها (۱)

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آن خانمی که دستش را به...

نمیبخشمت p.22

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :چگونه از نام علی علیه‌السلا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

خاطراتِ معلق در نور

...پنج پارتی از جیمین....

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش اول_ حضورش برایم هیچ اهمیت...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیه‌ مبارکه و معنای آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط