یه چند پارتی از جونگکوک شییی به قلم لینا
یه چند پارتی از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)
دوباره صدای اون دختر تو گوشش اکو شد...
< جئون... من دیگه هیچ علاقهای بهت ندارم؛ من کسی دیگه رو دوست دارم>
سوال های زیادی توی سرش بود...
واقعا منو نمیخواست؟
الان نمیدونه من کجام؟
نمیدونه چه حالی دارم؟
نمیدونه که توی... توی تيمارستانم؟:)
نمیدونه هروز به خودم آسیب میزنم؟؟
و سوال هایی که هیچ وقت تمومی نداشت...
جئون ما بعد از اینکه اون دختر بهش خیانت کرد یه روانی شده بود... تيمارستان دیگه خونهاش بود...
و دوباره داد و بیداد همیشگی شروع شد...
' ولم کنینننن من روانی نیستمممم من فقط میخوام برگردهههه؛ بگین برگردهههه دلم برای بغل هاش تنگ شدهههه؛ دلم برای لباش؛حرفاش؛خودش تنگ شدههه بگید برگردهههه قول میدم دیکه اذیتش نکنممم :)'
دوباره صدای اون دختر تو گوشش اکو شد...
< جئون... من دیگه هیچ علاقهای بهت ندارم؛ من کسی دیگه رو دوست دارم>
سوال های زیادی توی سرش بود...
واقعا منو نمیخواست؟
الان نمیدونه من کجام؟
نمیدونه چه حالی دارم؟
نمیدونه که توی... توی تيمارستانم؟:)
نمیدونه هروز به خودم آسیب میزنم؟؟
و سوال هایی که هیچ وقت تمومی نداشت...
جئون ما بعد از اینکه اون دختر بهش خیانت کرد یه روانی شده بود... تيمارستان دیگه خونهاش بود...
و دوباره داد و بیداد همیشگی شروع شد...
' ولم کنینننن من روانی نیستمممم من فقط میخوام برگردهههه؛ بگین برگردهههه دلم برای بغل هاش تنگ شدهههه؛ دلم برای لباش؛حرفاش؛خودش تنگ شدههه بگید برگردهههه قول میدم دیکه اذیتش نکنممم :)'
- ۴۱۵
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط