{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه چند پارتی از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)

یه چند پارتی از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)

دوباره صدای اون دختر تو گوشش اکو شد...
< جئون... من دیگه هیچ علاقه‌ای بهت ندارم؛ من کسی دیگه رو دوست دارم>
سوال های زیادی توی سرش بود...
واقعا منو نمیخواست؟
الان نمیدونه من کجام؟
نمیدونه چه حالی دارم؟
نمیدونه که توی... توی تيمارستانم؟:)
نمیدونه هروز به خودم آسیب میزنم؟؟
و سوال هایی که هیچ وقت تمومی نداشت...
جئون ما بعد از اینکه اون دختر بهش خیانت کرد یه روانی شده بود... تيمارستان دیگه خونه‌اش بود...
و دوباره داد و بیداد همیشگی شروع شد...

&#x27; ولم کنینننن من روانی نیستمممم من فقط میخوام برگردهههه؛ بگین برگردهههه دلم برای بغل هاش تنگ شدهههه؛ دلم برای لباش؛حرفاش؛خودش تنگ شدههه بگید برگردهههه قول میدم دیکه اذیتش نکنممم :)&#x27;
دیدگاه ها (۲)

کسی از حال جئون خبر نداشت جز پرستار های اونجا... حال جونگکوک...

فرشته من گریه نکن.... میدونی حالم بد میشه مروارید هاتو ببینم...

زن قبلیم فالو شه😂https://wisgoon.com/taehyung_luna

سریععع لیناییهای منننن 🥹🫀>>>>

پارت ۱۱ روز بعد، از صبح مشغول مرتب کردن خونه بودم.پسرخاله‌ام...

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط