{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"Silent Voice"

"Silent Voice"
پارت سوم³
با دستی که روی شونش میخورد دست از گذاشتن هندزفری توی کیفش کشید و پشت سرش رو نگاه کرد دوستش بود .
اون شیک: "هی پسر ، خواستی پیاده شی یادت نره این دختره رو هم بیدار کنی "
رورشو برگردوند و وسایلش رو توی کیفش گذاشت ... کیف رو انداخت روی کولش و از کنار پای دختر رد شد و اخرین نفر داشت از اتوبوس پیاده میشد .. نصفه راه ایستاد .
تهیونگ.:. "لعنتی ..‌ "
برگشت و نفسی از رو کلافگی کشید . دستش رو روی شونه دختر گذاشت و به ارومی تکونش داد .... چند بار اینکارو کرد اما انگار خوابش سنگین تر از این حرفا بود .
از روی حرص بلند گفت
تهیونگ: "رسیدیم قصد نداری بیای پایین!!"
چشماش رو فورا باز کرد .. موهاش رو زد کنار .. و با چهر مظلومش که نشون از این بود که نمژدونه چیشده بهش نگاه میکرد . دوباره تکرار کرد حرفشو.
تهیونگ: "رسیدیم، نمیخوای که دوباره معطلمون کنی . پاشو . "
خودش رفت ، دختر از جاش بلند شد و موهاش رو با کش توی دستش بست و کیفش رو برداشت و از اتوبوس خارج شد . معلم با دیدن مری ، لب زد
معلم: "بچه ها ، امروز جیون نیومده ، میتونید یکیتون همراه با مری باشین؟"
کسی چیزی نگفت ، اون شیک ، گفت
اون شیک: "اقا امروز تهیونگ بغل دستش نشسته بود، الانن اون صداش کرد ، بنظرم میتونه امروز رو جای جیون رو برای مری بگیره .. . "
تهیونگ با حرص نگاهی به اون شیک انداخت ... زبونش رو توی لپش کرد و بعد معلم اضافه کرد
معلم : "عالیه .. دخترم بیا اینجا .. "
مری رو کشید سمت خودش
معلم: "از امروز ، تهیونگ باهاته . حواست باشه به خودت و برای دوستت دردسر درست نکن باشه؟ "
مری که چاره ای جز قبول کردن نداشت سری تکون داد .
~~~~~~~~~
امیدوارم خوشتون‌بیاد ، با حمایتتون خوشحالم میکنید🩷🤏🏻
دیدگاه ها (۰)

حمایت شه ویدیو هاش خداست@dreamer.n

حمایت شهه@989363_1923

"Silent Voice"¹مدیر: "کلاس دوزاده_سه ، اتوبوس سفید رنگ ، سری...

"Silent Voice"پارت دوم²میدویید .. و به سمت سالن مدسه ، رسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط