{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏همیشه فکر می‌کردم

‏همیشه فکر می‌کردم
که آنچه مرا از پیری متنفر می‌کند،
چروک صورت،
لرزش دست‌ها
و ناتوانی تمام و کمالی‌ست
که تمامیتم را زیر سوال می‌برد!
اما حالا نظر دیگری دارم!

آن چیز که در پیری
مرا بیشتر آزار می‌دهد
این است که
در مقابل انبوه خاطراتت تنها باشی!

#چارلز_بوکوفسکی
دیدگاه ها (۱)

️صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتماز نسیم صبحبوی زلف جانان یاف...

آیدای نازنین و گرامی من! به تو نگاه می‌کنم. خوابیده‌ای و چشم...

به ساز من که می رقصیقیامت می کنی به به ..چه طوفانی به پا کرد...

طلوع گرم چشمانت،مرا صادق‌ترین صبح استاگر نه کار خورشیدِ جهان...

دیدارت، شبیه لحظه‌ای‌ست که بعد از یک روز شلوغ، ناگهان نسیمی ...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۲: ورود ناخواندهسکوت میان من و تهیونگ سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط