درکنج لبت ظرف عسل بود
درکنج لبت ظرف عسل بود
و ندیدم
چشمان تو تاراج غزل بود
و ندیدم
فریاد شدی ،
شعر شدم ،
حادثه رخ داد
اغوش تو میدان عمل بود
و ندیدم..."
و ندیدم
چشمان تو تاراج غزل بود
و ندیدم
فریاد شدی ،
شعر شدم ،
حادثه رخ داد
اغوش تو میدان عمل بود
و ندیدم..."
- ۱.۵k
- ۱۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط