{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درکنج لبت ظرف عسل بود

درکنج لبت ظرف عسل بود
و ندیدم
چشمان تو تاراج غزل بود
و ندیدم


فریاد شدی ،
شعر شدم ،
حادثه رخ داد

اغوش تو میدان عمل بود
و ندیدم..."
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی لجباز ترین حس دنیاست...هر چه برایش توضیح دهی, بیشتر پ...

باران صدای قدم های توستکه چک چکدر گوش خاطراتم می پیچدباران ل...

پشت دست داغ کرده ام تا دیگر عاشق نشوم !!!!!!!ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺑ...

کسی روبه زورنمیشه عاشق کرد...یه وقتایییه چیزایی سهمت نیسبفهم...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط