{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با شنیدن صدای در فورا اشکاشو پاک کرد و به پشتش تکیه داد

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:۹۱



با شنیدن صدای در فورا اشکاشو پاک کرد و به پشتش تکیه داد.

جونگکوک به همراه دکتر وارد شد.

دکتر با دیدنش لبخندی زد و گفت:خب خب..اسمت چیه دختر؟

جونگکوک فورا گفت:دیار..اسمش دیار پارک

(بچه ها فامیلیش رو آخر نوشتم چون اسمش کره‌ای نیست .نمیدوم شایدم اشتباه کنم)

دیار نگاهی به جونگکوک انداخت،زیر چشماش کمی گود بود و بنظر عصبی میومد.


دکتر:خیلی خب..دیار..طی یکسری آزمایشاتی که دیشب ازت گرفتیم،ما متوجه شدیم که تو بلوک قلبی درجه اول داری

دیار با کنجکاوی به دکتر و بعد به جونگکوک نگاه کرد.

جونگکوک سریع به دکتر نزدیک شد.
_بلوک قلبی چه کوفتیه؟

پاهاش و رو زمین ضرب گرفته بود و دست به سینه با اخم به دکتر نگاه میکرد.
انگار منتظر بود دکتر به چیز بد بگه تا بهش حمله کنه.

دکتر:یعنی اینکه دیار یه مشکل قلبی داری که علائمی نداره و خودش هرگز متوجهش نشده..چون درجه اول فرد متوجه نمیشه که مشکلاتی توی بدنش داره و دیشب هم بخاطر ویروس جدیدی که گرفته بود قلبش علائم نشون داد.

جونگکوک به دکتر تشر زد:ویروس چیه؟..مشکل قلبی چرا؟..عین آدم زر بزن ببینم چی میگی

دکتر نفسی از روی کلافگی کشید و گفت:ویروس جدیدی که پخش شده..هنوز تشخیصش ندادن و ممکنه باعث بروز مشکلاتی براتون بشه..بنظرم هرچه زودتر داروشو پیدا کنید

دیار احساس میکرد دیگه صداهای اطراف شو نمی‌شنوه.

جونگکوک با تندی بهش توپید:خب نسخه بنویس..اسمشو بنویس تا زودتر بخرمش

دکتر سر تأسفی تکون داد و گفت:کم پیداست..راحت پیدا نمیشه..مخصوصا تو این شهر کوچیک

دیار انگار دیگه صداهای اطراف شو نمی‌شوند‌.
قلبش محکم به سینه‌اش برخورد می‌کرد و نفسش تنگ شده بود.
چشماش سیاهی می‌رفت و فاصله‌ای با بیهوشی نداشت.


جونگکوک فورا یقه دکتر گرفت و تو صورتش داد زد:انقدر مقدمه چینی نکن برای من..زر بزن کدوم جهنمی این دارو رو بگیرمم
دیدگاه ها (۵)

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۹۲دکتر دست جونگکوک که روی یقه‌اش بو...

𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۹۰-------------به پشتش نگاه کرد.بالا...

𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۸۹----------با سردرد شدیدی بیدار شد‌...

عشق ممنوع part=۱۰(یک روز بعد – کتابخونه مدرسه، زنگ ناهار)امی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط