قلدر مدرسه
قلدر مدرسه
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۳۲
ویو جیمین
دیسب که سر راه سوا رفتم خیلی خوشگل شده بود ای کاش اونموقع این کار رو با سوا نمیکردم ولکن دیگه شده رفتم خونه ورفتم خوابیدم وقتی بیدار شدم صبح سده بود بلند شدم ورفتم یه دوش۵مینی گرفتم واومدم بیرون لباس پوشیدم و موهام رو درست کردم و ساعتم رو بستم ورفتم طبقه پایین یه ویزی خوردم وبا دوهیون سوار ماشین شدیم و به سمت شرکت سوا رفتیم وقتی رفتیم منشیش گفت هنوز نیومده که بعد از چند دقیقه صدای کفش بلند شد به سمت صدا برگشتم دیدم سوا ویه پسر دارن میان سمتمون وقتی رسیدن بهمون سوا بهم دست داد و دوهیون هم دست داد این پسره کیه بزار بپرسم
-معرفی نمیکنید خانم لی
+عا چرا دوست پسرم لی هیون سوک
-خوشبختم اقای لی(حرصی،سرد)
هیون سوک:منم همینطور اقای پارک خب دیگه عزیزم اقایون رو به سمت دفترت راهنمایی کن تا من برم به خانم کیم بگم قرارداد هارو بده بهم وبیارم براتون
+باشه عشقم اقای پارک بفرمایید از این طرف(پوزخند)
-حتما(سرد،عصبی)
با سوا و دوهیون رفتیم داخل دفتر سوا وقتی رسیدیم در دفتر رو باز کرد ومستقیم رفت پشته میزش نشست چقدر ریاست بهش میومد با دوهیون رفتیم نشستیم که بعدش اون پسره ی رومخ هیون سوک اومدش داخل دلم میخواد مغزشو همینجا بپاشونم ولی نمیشه سوا اینجاست
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۳۲
ویو جیمین
دیسب که سر راه سوا رفتم خیلی خوشگل شده بود ای کاش اونموقع این کار رو با سوا نمیکردم ولکن دیگه شده رفتم خونه ورفتم خوابیدم وقتی بیدار شدم صبح سده بود بلند شدم ورفتم یه دوش۵مینی گرفتم واومدم بیرون لباس پوشیدم و موهام رو درست کردم و ساعتم رو بستم ورفتم طبقه پایین یه ویزی خوردم وبا دوهیون سوار ماشین شدیم و به سمت شرکت سوا رفتیم وقتی رفتیم منشیش گفت هنوز نیومده که بعد از چند دقیقه صدای کفش بلند شد به سمت صدا برگشتم دیدم سوا ویه پسر دارن میان سمتمون وقتی رسیدن بهمون سوا بهم دست داد و دوهیون هم دست داد این پسره کیه بزار بپرسم
-معرفی نمیکنید خانم لی
+عا چرا دوست پسرم لی هیون سوک
-خوشبختم اقای لی(حرصی،سرد)
هیون سوک:منم همینطور اقای پارک خب دیگه عزیزم اقایون رو به سمت دفترت راهنمایی کن تا من برم به خانم کیم بگم قرارداد هارو بده بهم وبیارم براتون
+باشه عشقم اقای پارک بفرمایید از این طرف(پوزخند)
-حتما(سرد،عصبی)
با سوا و دوهیون رفتیم داخل دفتر سوا وقتی رسیدیم در دفتر رو باز کرد ومستقیم رفت پشته میزش نشست چقدر ریاست بهش میومد با دوهیون رفتیم نشستیم که بعدش اون پسره ی رومخ هیون سوک اومدش داخل دلم میخواد مغزشو همینجا بپاشونم ولی نمیشه سوا اینجاست
- ۴.۰k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط