قلدر مدرسه
قلدر مدرسه
پارت۳۴
بعداز اینکه الا رفت گرفتم خوابیدم
فردا صبح
از خواب بلند شدم روی ساعت نگاه کردم یا خدا ساعت۸ اوفف من باید ساعت۷به محله عکاسی میرفتم وللش من رئیسم کسی نمیتونه به من چیزی بگه بلند شدم رفتم جلوی اینه یا خدا این چه قیافه ایه انگار جن دیدم یه لباس طوسی پوشیدم و موهام رو ریختم دورم کیفم و گوشیم رو برداشتم رفتم طبقه پایین یه چیزی خوردم و راه افتادم رفتم به محل عکاسی وقتی رسیدم دیدم همه مدل هام امادن فقط منتظرن من برم و جیمین هم داره با عصبانیت منو نگاه میکنه رفتم جلوش وایسادم که با داد گفت
-خانم لی میدونین ساعته چنده(داد)
+اقای پارک یه امروز دیر کردم وشما هیچ حقی ندارید سرمن داد بزنید فهمیدید(جدی،سرد)
-بریم کارمون رو شروع کنیم(جدی،عصبی)
+بریم
رفتیم و مدل ها اماده شدن و عکاس ها شروع کردن به عکس گرفتن و بعدش مدلی که جیمین انتخاب کرده بود اومد از اونم عکس گرفتیم و رفتیم به شرکت من نشسته بودیم تو اتاق جلسه که خانم کیم اومد و گفت
خانم کیم:خانم لی اقای کیم از شرکت کیم مجستیک اومدن بگم بیان داخل
+اره بگو بیان
پارت۳۴
بعداز اینکه الا رفت گرفتم خوابیدم
فردا صبح
از خواب بلند شدم روی ساعت نگاه کردم یا خدا ساعت۸ اوفف من باید ساعت۷به محله عکاسی میرفتم وللش من رئیسم کسی نمیتونه به من چیزی بگه بلند شدم رفتم جلوی اینه یا خدا این چه قیافه ایه انگار جن دیدم یه لباس طوسی پوشیدم و موهام رو ریختم دورم کیفم و گوشیم رو برداشتم رفتم طبقه پایین یه چیزی خوردم و راه افتادم رفتم به محل عکاسی وقتی رسیدم دیدم همه مدل هام امادن فقط منتظرن من برم و جیمین هم داره با عصبانیت منو نگاه میکنه رفتم جلوش وایسادم که با داد گفت
-خانم لی میدونین ساعته چنده(داد)
+اقای پارک یه امروز دیر کردم وشما هیچ حقی ندارید سرمن داد بزنید فهمیدید(جدی،سرد)
-بریم کارمون رو شروع کنیم(جدی،عصبی)
+بریم
رفتیم و مدل ها اماده شدن و عکاس ها شروع کردن به عکس گرفتن و بعدش مدلی که جیمین انتخاب کرده بود اومد از اونم عکس گرفتیم و رفتیم به شرکت من نشسته بودیم تو اتاق جلسه که خانم کیم اومد و گفت
خانم کیم:خانم لی اقای کیم از شرکت کیم مجستیک اومدن بگم بیان داخل
+اره بگو بیان
- ۳.۹k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط