{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی تو

بوی تو
بوی دست‌های خداست
که گل‌هايش را کاشته
به خانه‌ی خود می‌رود.
تو که با منی صبحانه‌ی من
ليوانی کهکشان شيری است
و تکه‌های تازه‌ی رعدوبرق
در بشقابم برق می‌زند.

#شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۱)

چه خوبستقبل از خوابزمـزمه کنیـم خدایاآخر و عاقبت کارهای ما ر...

صدایم که میزد یک هو دلم می ریخت به گمانم صدایش را از پاییز ب...

مگر میشود جان باشی و در تنم نباشی؟ تو همان نفس منی که با هر ...

فریاد می کشم .."تو را دوست دارم"تمام کبوتران سقف کلیساها رار...

خداحافظی، شکافی است که زمان در هستیِ ما ایجاد می‌کند. وقتی ک...

آرام باش عزیز من، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

دسـت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمت چهارم.‌بیست و هشت ژوئن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط