{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایت را

صدایت را
بالا ببر اما نه آنقدر که
تمام باورهای قدیمی‌ام از مو نازکتر شوند..


قرارمان بود که
بی‌خیالِ تمامِ مصیبت‌های فردا
تمامِ رفتن‌ها و هرگز نماندن‌ها
هوای بارانی هم را داشته باشیم..
قرارمان بود که
لیوان‌مان، نیمهٔ خالی نداشته باشد..

بیا قرار بگذاریم
که انتهای هر دعوا
جای چمدان دست هم را بگیریم.. و
در آغوش یکدیگر قدم بزنیم تا
دلِ چمدان‌ها
از مقصدهای آلزایمر گرفته پُر نشود..
.
.
می‌دانی
ابری که می‌شوی،
زیر بارانت می نشینم تا
خیسِ اشک‌هایی شوم که
تو را آفتابی می‌کند..

تو بارانت را روی من بگیر
بی‌منت آغوش‌های دیگری که
روی خیسیِ شُر شُر زدن‌های تو
چتر باز می‌کنند..

من عذر تمام چترها را می‌خواهم
مادامی که زیر آسمان تو قدم بزنم.. که
آفتابی و بارانی‌اش،
یک اندازه به دل این رهگذر می‌نشیند..
دیدگاه ها (۱۰)

عاشقانه های شبنم

چه روزی از این بهتر؟!دست‌هایی که در قفس اسارت، پرچم ایران را...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

رمان تهیونگ و جنی

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹بوی تند...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط