{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان سفر برای عشق پارت

رمان سفر برای عشق پارت ۳۶
ویو ا.ت
عروسی تموم شد و داشتیم با تهیونگ تو ماشین صحبت میکردیم که
ا.ت : تهیونگا داری کجا میری ؟؟؟
تهیونگ : یه جای خیلی خوشگل
ا.ت : کجا
تهیونگ : الان میبینی
ویو بعد از رسیدن به یه جای خیلی خوشگل
ا.ت : چقدر خوشگله اینجا واییی
تهیونگ : بیا بریم داخل
ا.ت : بریم
همینطور که رفتیم داخل رفتیم بالا که یه دفعه تهیونگ در اتاق رو بست و گفت
تهیونگ : نمیخوای تو روز عروسیت به ددی جونت حال بدی ؟؟؟
ا.ت : به تهیونگ نگاه میکنه : هر کاری دلت میخواد بکن منم همراهیت میکنم
که زیپ لباس ا.ت رو باز کرد و لباسش رو مرت کرد اونور تخت و لباس های خودشم در آورد باکسرش رو هم درآورد و کاملا لخت بود و ا.ت هم فقط لباس زیر داشت رو ا.ت خیمه زد و لباش رو میخورد از لباش جدا شد و رفت سمت س.ی.ن.ه های ا.ت یکیش را با شصتش نوازش می‌کرد و اون یکی رو هم بت زبونش به بازی گرفته بود و از روی ا.ت پاشد و شورت ا.ت رو درآورد و لباش رو گذاشت رو لبای ا.ت و نیمی از عضوش رو واردت کرد و جیغ محکمی زدی و شروع کرد به تلبمه زدن هر دو ناله می‌کردید طوری که صدای ناله هاتون کل اتاق رو پر کرده بود ولی خوشبختانه کسی داخل امارت نبود
ادامه دارد............
لایک ۱۰
کامنت ۱۰
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
دیدگاه ها (۲۵)

مرسی از حمایت هاتون قشنگام 🥹🥹خیلی دوستون دارم 🌿🌿🌿

ممنونم خوشگلم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

رمان سفر برای عشق پارت ۳۵پرش بک به فردا صبح ( روز عروسی ) وی...

خرت و پرت هایی که ا.ت خرید تموم شد دیگه 🌿🌿🌿🌿

{عشق ممنوعه}~~~*part ⁹*. ...

P²زمان همه چیز را تغییر می‌دهد داخل خونه(اتاق کوک)ویو ا/توقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط