دوستان نظاره کنید من اوه روزی یه گارت میدم عوضش تا ته ته
دوستان نظاره کنید من اوه روزی یه گارت میدم عوضش تا ته ته مینویسم دیگه ویسگون بهم اجازه نمیده وگرنه من همه ی سناریو رو یه شبه تو یه پارت براتون میذاشتم ولی چون گشادم دیگه حوصله ندارم وقتی از نوشتن دست برمیدارم حسم میپره و دیگه همون یه پارت میشه خلاصه
جونم بگه براتون که چند ساعت گیشم تازه از بیرون اومده بودن سریع اول کامنتاتون جواب دادم عمویی ها بعد بدو بدو رفتم سناریو رو نوشتم گذاشتم براتون
بعد دوباره کامنت جواب دادم رفتم دش گرفتم لباسامو پوشیدم الانم میخوام ادامه سناریو رو بزارم
البته الان دارم مینویسم برا همین طگل میکشه ولی حدود یک و نیم ساعت دیگه می زارمش 🎀
جونم بگه براتون که چند ساعت گیشم تازه از بیرون اومده بودن سریع اول کامنتاتون جواب دادم عمویی ها بعد بدو بدو رفتم سناریو رو نوشتم گذاشتم براتون
بعد دوباره کامنت جواب دادم رفتم دش گرفتم لباسامو پوشیدم الانم میخوام ادامه سناریو رو بزارم
البته الان دارم مینویسم برا همین طگل میکشه ولی حدود یک و نیم ساعت دیگه می زارمش 🎀
- ۸۱
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط