{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستان نظاره کنید من اوه روزی یه گارت میدم عوضش تا ته ته

دوستان نظاره کنید من اوه روزی یه گارت میدم عوضش تا ته ته مینویسم دیگه ویسگون بهم اجازه نمیده وگرنه من همه ی سناریو رو یه شبه تو یه پارت براتون میذاشتم ولی چون گشادم دیگه حوصله ندارم وقتی از نوشتن دست برمیدارم حسم میپره و دیگه همون یه پارت میشه خلاصه
جونم بگه براتون که چند ساعت گیشم تازه از بیرون اومده بودن سریع اول کامنتاتون جواب دادم عمویی ها بعد بدو بدو رفتم سناریو رو نوشتم گذاشتم براتون
بعد دوباره کامنت جواب دادم رفتم دش گرفتم لباسامو پوشیدم الانم میخوام ادامه سناریو رو بزارم
البته الان دارم مینویسم برا همین طگل میکشه ولی حدود یک و نیم ساعت دیگه می زارمش 🎀
دیدگاه ها (۰)

دوستااان فراخوان بریزید تو پیج گذاشتم پارت جدیده سناریو سانز...

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط