{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه گلی برایت آوردم، نه #آغوش گرمی

نه گلی برایت آوردم، نه #آغوش گرمی
تنها دوستت داشتم، پریشان و آشفته
تنها دوستت داشتم
و راضی بودم به رضای همین کلمات
که در هیئت شعری تازه کنارت باشند

مهربان نیستم؛ نبوده ام هرگز...
آدمی دوردست و ناچارم
که دستش به جایی نمی‌رسد،
و تسلی می دهد خودش را
به اینکه دستی که می نویسد
از دستی که نوازش میکند
سخاوت بیشتری دارد!
تو را دوست دارم
و ناتوانی این دستهای خسته
اندوهم را دو برابر می کند

تو را دوست دارم
و این عقربه های از کار افتاده
دوباره در شبانه روز
زمان دقیق مرگ ساعت را
نشانش می دهند.
دیدگاه ها (۰)

باور ڪنتو را پنهان خواهم ڪرددر آنچه ڪه نوشته‌امدر نقاشی‌هاو ...

صبح است ... زنگِ صدایت مُدامقلبِ گوشی را می لرزانَد ... چه ه...

عاشقم باشهرچند همه بگویندکه رسیدنمان بهممحال‌ترین اتفاق تاری...

چندپارتی:وقتی دوستت داره و...pt²(end) به خودم اومدم و دیدم و...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁵(نایون+...

𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »«پارت : ۲۲ » دید که هردو باند درحال تیر اندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط