{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن
فصل۲
پارت۳

انگشتت تکون خورد، یی جو اول فکر کرد توهم زده ولی چندتا تکون دیگه هم خوردی.
٪دکتر دکتر داره تکون میخوره(داد)
یه ایل دکتر و پرستار ریخت تو اتاقت.
یی جو به پسرا زنگ زد اما تا برسن نیم ساعت طول میکشید.
چشمات رو که باز کردی یی جو بالا سرت بود.
٪آجی؟ ا.ت؟ بیداری؟
+م...من کجام؟
٪آجی، قربونت برم بیمارستانی یادت میاد؟
+کی رو؟
٪من سوبین یونجون ته هیون هیونینگ کای بومگیو دخترا؟
+س...سوبین کیه؟
٪ا.ت سو...سوبینو....نمیشناسی؟
+ا...اون...کیه؟
٪ا.ت، سوبین!!!!!!
+کیه؟
٪بیخیال استراحت کن.
-ا.ت ا.ت
&ا.ت یی جو
+یون...یونجون؟
&ا.ت خوبی؟
یونجون بغلت کرد.
-ا.ت....خوبی؟
+تو کی هستی؟
-چی میگی ا.ت؟
+تو کی هستی؟
&ا.ت سوبین رو نمیشناسی؟ بادت نمیاد؟
+نه هیچی یادم نمیاد.
دکتر: لطفا برید بیرون باید بیمار رو به بخش منتقل کنیم.
٪چشم بیایید
دیدگاه ها (۲)

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن فصل۲پارت۴-چرا؟ اونهمه خاطره،...

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن فصل۲پارت۵پرستار: خانم لطفا آ...

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن

#ارباب_من#پارت_پنججونگ کوک: تو بیخود کردییی(داد) حالا هم  گم...

part 12. three hearts, one love

Part:11 Psychopath)(روانیـــ بعد از یک ساعت دکتر از اتاق ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط