{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوشه ی صحن دم عید دلم می لرزد

گوشه ی صحن دم عید دلم می لرزد


من و یک عالمه تردید، دلم می لرزد



بادی از سمت حرم قصد وزیدن دارد


بی سبب نیست که چون بید دلم می لرزد



لرزه افتاده به جان در و دیوار ولی


زلزله نیست، نترسید! دلم می لرزد...



می روم سمت حرم دست به سینه اینبار


دو قدم مانده به خورشید دلم می لرزد



هرچه از زائر خود دل ببری میچسبد


چقدر در حرمت دربه دری میچسبد




چقَدَر در حرمت مست زیاد است ببین


چقَدَر دور و برت دست زیاد است، ببین



زائرانت به کرامات تو عادت دارند


همه یک جور به این خانه ارادت دارند



یک نفر پول، یکی اشک، یکی انگشتر


از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر



روزهامان همگی با کَرَمت می چرخند


زائرانت چقدر با عظمت می چرخند



ابر و باد و مه و خورشید همه رقص کنان


چند قرن است که زیر علمت می چرخند


تا قدم رنجه کنی بر سر ما یک عمر است


چشم هامان به هوای قدمت می چرخند



حاجیانی که به حج رفتنشان جور نشد


چه غریبانه به دور حرمت می چرخند



آب در کوزه و ما تشنه لبان می گشتیم


یار در مشهد و ما گرد جهان می گشتیم
دیدگاه ها (۲)

گرچه گردش پرگار تقدیر در دست تو نیست اما "مرکـــــــــــــ...

یواشکی هایمان عوض شده است . بعضی ها جوان که بودند "یواشکی ...

گاهی یک حرف ... یک نگاه ... یک ..... شهادت را چند سال عقب...

اینجـــا ایران اَست! اینجــا (جمهـوری اســلامــﮯ ) اَسـت ! ...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ⁵لورا ویو:پسره چند قدم به س...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت بـیـׄ ۪...

#قلب.های.که.شکستن. #پارت2-----------------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط