{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"استاد شهریار "

"استاد شهریار "

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم

بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مزارم برسم
من گرفتار و تو در بند رضای دگران
من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران

گنج حسن دگران را چه کنم بی رخ تو؟
من برای تو خرابم تو برای دگران

خلوت وصل تو جای دگرانست دریغ
کاش بودم من دلخسته به جای دگران

پیش از این بود هوای دگران در سر من
خاک کویت ز سرم برد هوای دگران
پیکرم درهم شکسته از غم هجران تو
رنگ رویم زرد شد از درد بیدرمان تو

سالها با دوریت هم سوختم هم ساختم
طاقتم طاق آمده از صبر بی پایان تو

گفته بودی بی تو میمیرم کجایی خوب من؟!!
سینه را ماتم گرفته حسرت چشمان تو

رو به سمت قبله ی یادت نشستن سخت نیست
کفر بی اندازه دارد عشق بی ایمان تو

باخیال داغ اغوشت اگر سر میکنم
خسته از دردم، کمی سرخورده از پیمان تو

من به هرساز تو رقصیدم و اخر گم شدم
گم شدم در انجماد سنگی دستان تو

سهم من از عاشقی تنها هجوم غصه هاست
غصه هایی پا گرفته هر شب از طغیان تو،
دیدگاه ها (۱)

خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه توییمستم کن از جام لبت , ...

تو را برای شبی عاشقانه کم دارمتو را برای دعای شبانه کم دارمت...

عجب هوایی داری! هوایت که به سرم میزند ،دیگر در هیچ  هوایی نم...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کنبی خودتر از اینم کن و از خ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

+ ( یوشیرو تو نمیتونی.... ما... ما ازدواج کردیم من زنتم!) و ...

حماسی

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:3کوک:*نیشخند (ویو شب عرو...

Part.3

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط