دلم کرده امشب هوای شراب شرابی که از جان برآرد خروش

دلم کرده امشب هوای شراب، شرابی که از جان برآرد خروش

شرابی که بینم در آن رقص مرگ، شرابی که هرگز نیابم بهوش
دیدگاه ها (۳)

دلتنگی من برای تو تمام شدنی نیست؛من یڪ وقتهایی دلتنگم،اڪثر و...

چقدر خوب میشدبی هوا برمیگشتی و میدیدیهمان که دلت میخـواهد پش...

از بس که ملول از دل دلمرده ی خویشمهم خسته ی بیگانه ، هم آزرد...

گیریم که جمعه هم بی تو گذشت امروز که بیقرارم چه کنم دور از ت...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

{ به آرامی نگاهی به اینه انداخت... آن اینه ی قدی، باعث شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط