{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود

ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند
دیگر قرار نیست کسی با خبر شود

موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است
بگذارگفتگو به زبان هنر شود

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۴)

تا نقطه ی ضعف عشق را فهمیدیدیگر سر قول ِ خود نماندی .. دیدی ...

می خواستم بدانی ...از آن روزی که گفتی: "برو، به سلامت!"... م...

گاهی همین که دل به کسی بسته ای، بس است بغضت ترک ترک شد و نشک...

امشب دلم بهانه تو،هیچ،بگذریم،امشب دلم دوباره تو را ... هیچ، ...

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

The pulse of darkness: Black sunrise

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط