part 10
part 10
روی تختم ولو شدم چون هاریم و هه را باهم بیرون رفته بودن(هه را دوست و دختر خاله شونه)نتونستم در باره ی جیمین ازش بپرسم
برای اینکه قلدر ها سر هویت هارین کم بشه باید برم توی گروه آلفا اونوقت منم میتونم برگردم پیش دوستام غرق در افکارم بودم که خوابم برد
ویو فرداش
نتونستم تحمل کنم و شلوار گرمکن ورزشی سیاهمو زیر دامنم پوشیدم خو چکار کنم برا مبارزه این راحته
از اتاقم پریدم بیرون
&هی معلون
+جانم نا معلوم
&مزه نریز چرا دوباره برگشتی به حالت قبل ؟
+مگه چشه؟
&نگاه برزخی
+مامانننننن
&راستی من و پدرت یک هفته دیگه به خاطر قرار داد میریم آمریکا خانواده ی جعون هم باهامون میان
+آها باشه صبر کن چی؟امریکا ؟
&برو مدرسه ات دیر شد ساعت ۷:۴۹ دقیقه است
+چیییی؟
سریع صبحونه خوردم وسایل مورد نیاز برای دعوا رو جمع کردم و بین کتابام جاساز کردم و
پریدم تو ماشین که راننده هم گازوشو گرفت همچنان با سیس بروسلی پیاده شدم و دویدم ولی در مدرسه بسته بود نگاه ساعت کردم که دیدم بلههه ۸:۱۵ دقیقه است
روی تختم ولو شدم چون هاریم و هه را باهم بیرون رفته بودن(هه را دوست و دختر خاله شونه)نتونستم در باره ی جیمین ازش بپرسم
برای اینکه قلدر ها سر هویت هارین کم بشه باید برم توی گروه آلفا اونوقت منم میتونم برگردم پیش دوستام غرق در افکارم بودم که خوابم برد
ویو فرداش
نتونستم تحمل کنم و شلوار گرمکن ورزشی سیاهمو زیر دامنم پوشیدم خو چکار کنم برا مبارزه این راحته
از اتاقم پریدم بیرون
&هی معلون
+جانم نا معلوم
&مزه نریز چرا دوباره برگشتی به حالت قبل ؟
+مگه چشه؟
&نگاه برزخی
+مامانننننن
&راستی من و پدرت یک هفته دیگه به خاطر قرار داد میریم آمریکا خانواده ی جعون هم باهامون میان
+آها باشه صبر کن چی؟امریکا ؟
&برو مدرسه ات دیر شد ساعت ۷:۴۹ دقیقه است
+چیییی؟
سریع صبحونه خوردم وسایل مورد نیاز برای دعوا رو جمع کردم و بین کتابام جاساز کردم و
پریدم تو ماشین که راننده هم گازوشو گرفت همچنان با سیس بروسلی پیاده شدم و دویدم ولی در مدرسه بسته بود نگاه ساعت کردم که دیدم بلههه ۸:۱۵ دقیقه است
- ۶۲
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط