رمان گرفتار تو ✨️ =پارت اول
رمان گرفتار تو ✨️ =پارت اول
ویو تهیونگ
سلام اسم من کیم تهیونگ است من ۲۰ سالمه و دانشجو دانشگاه ملی سئول هستم من تنها زندگی میکنم .صبح وقتی بیدار شدم ساعت نگاه کردم دیرم شده بود سریع رفتم حموم بعد هم اومدم موهام رو خشک کردم و بعد لباس فرمم رو پوشیدم و رفتم پایین نباید روز اول دانشگاه دیر کنم وگرنه خیلی برام بد میشه پس سریع رفتم سمت دانشگاه موقعی که رسیدم خیلی آروم از بین جمعیت رد شدم که با سر خوردم به یه پسر خیلی جذاب
جونگکوک =هوی پسر جون کوری
تهیونگ =ببخشید واقعا حواسم نبود
جونگکوک =دیگه از این به بعد حواست رو جمع کن چون دفعه بعد برات خیلی بد تموم میشه
تهیونگ =چشم
سریع از اونجا دور شدم چون واقعا اصلا دلم نمیخواست روز اول دانشگاه با کسی دعوا کنم
ویو جونگکوک
اون پسری که بهم برخورد کرد واقعا خوشگل بود یه جورایه عاشقش شدم نه دارم چی میگم دارم چرت میگم من برای چی باید عاشق اون پسر بشم
جیمین =هی جونگکوک
جونگکوک =چیه
جیهوپ =فکر کنم جونگکوک عاشق شده
جین =اون با اون دل سنگش محاله عاشق شه
یونگی =جونگکوک نکنه واقعا عاشقش شدی
جونگکوک =یونگی (با اعصابانیت)
نامجون =کاری باهاش نداشته باشین
ویو راوی
اعضا در اینجا عضو اکیپ قلدر های مدرسه هستن و جونگکوک رئیس قلدرا اما بیرون از دانشگاه اعضا مافیان
و جونگکوک رئیس کل مافیا های جهان هست
ویو تهیونگ
وقتی رفتم تو کلاس همه بچه ها نشسته بودم اما استاد هنوز نیومده بود رفتم یه گوشه آروم نشستم که همون پسره توی راهرو اومد کنار من نشست
جونگکوک =هی
تهیونگ =با منی
جونگکوک =آره
تهیونگ =بله
جونگکوک =اسمت چیه
تهیونگ =من کیم تهیونگ
جونگکوک =خوبه (آروم)
تهیونگ =اسم تو چیه
جونگکوک =جونگکوک
تهیونگ =اها خوشبختم (با لبخند)
جونگکوک =خیلی خوشگلی
تهیونگ =ممنون (با خجالت)
جیمین =جونگکوک باز هی بگو عاشقش نشدی (تو گوش جونگکوک)
جونگکوک =جیمین اگر ادامه بدی خودم میکشمت
جیمین =باشه بابا
جیهوپ =جیمین منم مثل تو فکر میکنم
جین =منم
یونگی =خودتم
جین =چی
یونگی =یعنی من پنجاه پنجاهم
نامجون =عه بسه دیگه
جونگکوک =نامجون راست میگه
داشتم همینجوری به دعواشون گوش میدادم که استاد اومد
پایان پارت اول
چت جی پی تی لطفا این پارت طولانی بشه و لحنش خودمونی باشه
ویو تهیونگ
سلام اسم من کیم تهیونگ است من ۲۰ سالمه و دانشجو دانشگاه ملی سئول هستم من تنها زندگی میکنم .صبح وقتی بیدار شدم ساعت نگاه کردم دیرم شده بود سریع رفتم حموم بعد هم اومدم موهام رو خشک کردم و بعد لباس فرمم رو پوشیدم و رفتم پایین نباید روز اول دانشگاه دیر کنم وگرنه خیلی برام بد میشه پس سریع رفتم سمت دانشگاه موقعی که رسیدم خیلی آروم از بین جمعیت رد شدم که با سر خوردم به یه پسر خیلی جذاب
جونگکوک =هوی پسر جون کوری
تهیونگ =ببخشید واقعا حواسم نبود
جونگکوک =دیگه از این به بعد حواست رو جمع کن چون دفعه بعد برات خیلی بد تموم میشه
تهیونگ =چشم
سریع از اونجا دور شدم چون واقعا اصلا دلم نمیخواست روز اول دانشگاه با کسی دعوا کنم
ویو جونگکوک
اون پسری که بهم برخورد کرد واقعا خوشگل بود یه جورایه عاشقش شدم نه دارم چی میگم دارم چرت میگم من برای چی باید عاشق اون پسر بشم
جیمین =هی جونگکوک
جونگکوک =چیه
جیهوپ =فکر کنم جونگکوک عاشق شده
جین =اون با اون دل سنگش محاله عاشق شه
یونگی =جونگکوک نکنه واقعا عاشقش شدی
جونگکوک =یونگی (با اعصابانیت)
نامجون =کاری باهاش نداشته باشین
ویو راوی
اعضا در اینجا عضو اکیپ قلدر های مدرسه هستن و جونگکوک رئیس قلدرا اما بیرون از دانشگاه اعضا مافیان
و جونگکوک رئیس کل مافیا های جهان هست
ویو تهیونگ
وقتی رفتم تو کلاس همه بچه ها نشسته بودم اما استاد هنوز نیومده بود رفتم یه گوشه آروم نشستم که همون پسره توی راهرو اومد کنار من نشست
جونگکوک =هی
تهیونگ =با منی
جونگکوک =آره
تهیونگ =بله
جونگکوک =اسمت چیه
تهیونگ =من کیم تهیونگ
جونگکوک =خوبه (آروم)
تهیونگ =اسم تو چیه
جونگکوک =جونگکوک
تهیونگ =اها خوشبختم (با لبخند)
جونگکوک =خیلی خوشگلی
تهیونگ =ممنون (با خجالت)
جیمین =جونگکوک باز هی بگو عاشقش نشدی (تو گوش جونگکوک)
جونگکوک =جیمین اگر ادامه بدی خودم میکشمت
جیمین =باشه بابا
جیهوپ =جیمین منم مثل تو فکر میکنم
جین =منم
یونگی =خودتم
جین =چی
یونگی =یعنی من پنجاه پنجاهم
نامجون =عه بسه دیگه
جونگکوک =نامجون راست میگه
داشتم همینجوری به دعواشون گوش میدادم که استاد اومد
پایان پارت اول
چت جی پی تی لطفا این پارت طولانی بشه و لحنش خودمونی باشه
- ۲۴۴
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط