بی تو دیگر نه جهان منظر زیبایی هست
بی تو دیگر نه جهان منظر زیبایی هست
نه دگر هیچ مرا میل تماشایی هست
با تو انگار نه انگار که دنیایی بود
بی تو انگار نه انگار که دنیایی هست
بی تو یک لحظه مپندار که تنها شدهام
نیستی گرچه، ولی جای تو تنهایی هست!
کِی، کجا میشود آیا که فراموشت کرد؟
آخر آنجا که نباشی -تو بگو- جایی هست؟!
اینکه در پاسخ هر سرزنشی خاموشم
صبر امروزم از آن است که فردایی هست
دست اگر از سرِ زلف تو نخواهم برداشت
دارم امّید، شب معجزهآسایی هست
عشق این است؛ اگر هیچ نمانَد از من،
همچنان آرزوی اینکه تو میآیی هست...
نه دگر هیچ مرا میل تماشایی هست
با تو انگار نه انگار که دنیایی بود
بی تو انگار نه انگار که دنیایی هست
بی تو یک لحظه مپندار که تنها شدهام
نیستی گرچه، ولی جای تو تنهایی هست!
کِی، کجا میشود آیا که فراموشت کرد؟
آخر آنجا که نباشی -تو بگو- جایی هست؟!
اینکه در پاسخ هر سرزنشی خاموشم
صبر امروزم از آن است که فردایی هست
دست اگر از سرِ زلف تو نخواهم برداشت
دارم امّید، شب معجزهآسایی هست
عشق این است؛ اگر هیچ نمانَد از من،
همچنان آرزوی اینکه تو میآیی هست...
- ۴۸۱
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط