{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆لیوای‌هان☆

☆لیوای‌هان☆
درخواستی★
تعداد پارت:1
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
یک روز عادی بین همه ی پیشاهنگ ها بود.اون روز همه چی ساکت و عادی بود.نه حمله ی تایتان ها به شهر،نه کله شق بازی های ارن که میکاسا و ارمین دنبال ارن بدون.ان روز کاملا ساکت و اروم بود.اما یک سوال؟ایا برای لیوای عادی بود؟ خیر،لیوای عاشق هانجی شده بود.هانجی هرموقع میخندید،لیوای لبخندی میزد که فقط خودش میتونست ببینه.هرموقع هانجی ناراحت میشد لیوای حس غم سنگینی رو حس میکرد. هرموقع هانجی بالیوای صحبت میکرد لیوای کمی گونه هاش قرمز میشد ولی ظاهر حرفه ای اش را حفظ میکرد.لیوای کاملا عاشق شده بود.عاشق هانجی.چون هانجی کسی بود که به لیوای حس امنیت و شادی میداد حتی اگر هانجی نفهمه باز هم همین حس و به لیوای منتقل میکرد.برای لیوای شیرین حتی مرگبار بود.

[ساعت 18:25]

هانجی در اتاقش تنها بود که با خودش گفته بود:
+لیوای و حرص بدم؟ اَه حوصلم سرفته!
هانجی غلط خورد و از روی تخت افتاده بود پایین و یک ایده اومد تو ذهنش(فقط خدا میدونه. . .🤣) هانجی بلند شد و رفت به سمت اتاق لیوای و بدون در زدن وارد شد و گفت:
+لیوایی میخوام یک چیزی بهت بگم!
لیوای وقتی دید هانجی بدون در زدن وارد شده حس خشم تو وجودش داشت ولی علاقه ای که نسبت به هانجی داشت باعث شده بود خشم تبدیل بشه به مهربانی.
نگاهی به هانجی کرد و با صدای کمی نرم ولی حرفه ای گفته بود:
-بله هانجی؟
هانجی که کرم عظیمی داشت گفته بود:
+لیوای من قراره ازدواج کنم!
روح از تن لیوای خارج شد و با چشم هایی که از خشم و حسادت داشتن تیره تر میشدن گفت:
-دروغ نگو
هانجی که کرم داشت بیشتر گفته بود:
+راست میگم اولش اسمش ل داره.
لیوای با نگاه تیره نگاهش میکرد و توی غار تنهایی خودش رفته بود و دیگر به هانجی نگاه نمیکرد که هانجی وقتی این وضعیت و دید فهمید...
لیوای عاشقشه.
سمت لیوای رفت و گفت:
+هی...دارم تورو میگم.
لیوای با تعجب نگاهش کرد و گفت:
-من؟
هانجی کرمش بدتر گرفته بود با نگاه این ایموجی🥹نگاهش میکرد.لیوای هرثانیه بیش‌تر عاشقش میشد که ناخودآگاه گفت:
-نکن . . . منو بیشتر عاشق خودت نکن.
هانجی خندید و گفت:
+اگه دوستم داشتی چرا بهم نگفته بودی؟
لیوای اون رو بدون پاسخ گذاشته بود و یک بوسه ای محکم ولی نرم روی لب های هانجی کاشته بود.
از اون روز به بعد لیوای و هانجی در کنار هم بودند🥹
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
گیلیلیلی تمام شد امید وارم لذت برده باشید🥹🥹🥹
دیدگاه ها (۲)

سلام سیسی های گل پارت اوردم پارت ماهالبته پارت اخره و قراره ...

Where is Mikey?

پارت ۴بعد از اون حرفش…یه سکوت عجیب بینمون افتاد.اون مدل سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط