{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنده هایم را در هفت سالگی ام جا گذاشتم

خنده هایم را در هفت سالگی ام جا گذاشتم

نمیگویم دیگر نخندیدم!!

نه.... دروغ است

اما .....

دیگر به پاکی ان روز ها نخندیدم
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻪ ﺧــــــــــﺪﺍ ﮔﻔﺘﻢ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴــﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﻣﯿﺮﻩ .. ﭘﺲ ﭼﺮ...

باز در چهرهٔ خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و ...

بچه ها دقیقاً وقتی پست گذاشتم ۲۴۵ تایی شدنمون مبارک همون موق...

لیدر های عزیز من یه شعر برای جادویی به نام عشق نوشتم

خب بچه هاااا...رمان رو نوشتم اسم رمان:: چشم ها دروغ نمی گوین...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

توصیه‌ای دوستانه به کانال‌هایی که قصد دروغ‌گویی و دوگانه‌ساز...

پارت ۳۲جونگکوک حقیقت دیگری را پنهان کرده بود.سال‌ها قبل، او ...

🔴خبرنگار: «شما حالا پنج ماه است که در جنگ با ایران هستید.» ...

دفترچه خاطرات لی نونومثل اینکـه از اول خلقـت سرنوشـت من ایـن...

آن صبحِ سردِ بی‌تکرار«یادش بخیر، شبِ قبلش هنوز صدای خنده‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط