{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق زیبای من

#عشق زیبای من
Part10

کوک به سمت خونه ات حرکت کرد وقتی رسید یه چیزی براش خیلی عجیب بوود

در خونه ات باز بود

کوک:چرا در خونه ات بازززز نکنهههه دزد رفتههه


اول فکر کردم دزد رفته ولی وقتی رفتم داخل خیلی تعجب کردممم


کوک:عه هنوز لیوان های اون شب اینجاااسسسس حتی نامه هم همین جااستتتت

کوک به اتاق رفت و دید که هنوز گوشیه ات اونجاس و خاموشههه


کوک:سریع گوشی ات رو روشن کردم و با پیام های همون مرتیکه(جونگیون)مواجه شدممم


کوک:اون عوضی ات رو تهدید کرده شاید کار اون باشه ات رو دزدیده باید به اون عوضییی زنگ بزنمممم

جونگیون:بله چیه؟!

کوک:عوضی تو ات رو دزدیدی هااااااا؟!(با داد)

جونگیون:ااا تو همون پسره هستی درستهههه پولدار و مغرور

کوک:سوالمو جواب بدههههه ات و کجااستتت؟!

جونگیون:من از کجا باید بدونم

کوک:تو دزدیدیش جوری رفتار نکن انگار ادم خوبی هستی خودم پیاماتو دیدم که ات رو تهدیدی کرییییییی


جونگیون:یواش بابا من از کجا باید بدونم ات کجاست من چرا باید اونو بدزدم


کوک:یعنی چی پس ات کجاستتت


جونگیون:نمیدونممممم


کوک:پس نمیدونی اره شب ساعت 8 تو این پارکی که ادرسشو واست فرستادم میای تا بفهمم چجور ادمی هستی عوضییی


جونگیون:باش ساعت 8
دیدگاه ها (۳)

عرررررررررررر

#عشق زیبای منPart9یونا زودی خودشو رسوند و من درو براش باز کر...

#عشق زیبای منPart8کوک:این پیامو فرستادم و نشستم و کلی گریه ک...

#عشق زیبای من Part11کوک ساعت 8 رفت همون پارکی که با جونگیون ...

p18 پرش به خونه کوک ات ویو بعد از اینکه رسیدیم به خونه کوک د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط