My Lucifer
My Lucifer
Part:17
___________
بلاخره موقع خواب شد رفتم داخل لباسام عوض کردم رفتم رو تخت خوابیدم کوک هم اومد کنارم خوابید اصلا خوابم نمیومد کوک هم بیدار بود سرمو گذاشتم رو سینش و خطای فرضی ای میکشیدم که چشام گرم شد و نمیدونم چیشد که خوابم برد صبح با سروصدای آیو بیدار شدم
#:یااا ا/ت چقد میخوابی دختر پاشو بیا صبحونه بخور
ا/تتتتتتت
+:ایح ا/تو دردد اومدم برو بیرون یه دقه.پاشدم لباسام رو عوض کردم رفتم پایین دیدم که فقط سول و آیو هستن پرسیدم که چرا بقیه نیستن سولی بم گفت که رفتن کارداشتن اون دختره که دوست اونموقع مونه هم پنج دقیقه دیگه میاد که خرذوق شدم آیو هم عین ای مامان ها داشت غر میزد پنج دقیقه گذشت که زنگ در خورد
@:ا/ت برو باز کن
+:رفتم ذرو باز کردم که جیغغغغغغ گوهارااااااااتستسنسدم
پدسگ چقد دلم برات تنگ شده بوووود
():وایی ا/ت تو هنوز همون چقد ریزه پیزه اییییی(حرفاشون رو میزنن که تصمیم میگرن برن تو ساحل قدم بزنن)
تصمیم گرفتیم که بریم ساحل قدم بزنیم که تو راه گوهارا رومن آب ریخت منم رو اون بعد روی آیو و.........اینقد اینارو تکرار کردم که خیس آب شدیم داشتیم برمیگشتیم که چانیول کوک ته و یونگی اومدن باهاشون سلام کردیم
٫: ببخشید ایشون کین؟
+:این دوسته ماعه گوهارا
٫:آهااااخوشوقتم رفتیم داخل که بقیه داخل بودن خیسه خیس بودیم در حدی که از هرجا رد میشدیم خیس بود من رفتم تو اتاق که کوک بود بش گفتم بره بیرون ولی نرف خواستم یه قدم برم جلو که درجا پام لیز خورد که کوک گرفتم
_:یاااا ا/ت چرا حواست نیست اگه من نبودم الان سرت که شکسته بود
+:حالا که چیزی نشد.......
Part:17
___________
بلاخره موقع خواب شد رفتم داخل لباسام عوض کردم رفتم رو تخت خوابیدم کوک هم اومد کنارم خوابید اصلا خوابم نمیومد کوک هم بیدار بود سرمو گذاشتم رو سینش و خطای فرضی ای میکشیدم که چشام گرم شد و نمیدونم چیشد که خوابم برد صبح با سروصدای آیو بیدار شدم
#:یااا ا/ت چقد میخوابی دختر پاشو بیا صبحونه بخور
ا/تتتتتتت
+:ایح ا/تو دردد اومدم برو بیرون یه دقه.پاشدم لباسام رو عوض کردم رفتم پایین دیدم که فقط سول و آیو هستن پرسیدم که چرا بقیه نیستن سولی بم گفت که رفتن کارداشتن اون دختره که دوست اونموقع مونه هم پنج دقیقه دیگه میاد که خرذوق شدم آیو هم عین ای مامان ها داشت غر میزد پنج دقیقه گذشت که زنگ در خورد
@:ا/ت برو باز کن
+:رفتم ذرو باز کردم که جیغغغغغغ گوهارااااااااتستسنسدم
پدسگ چقد دلم برات تنگ شده بوووود
():وایی ا/ت تو هنوز همون چقد ریزه پیزه اییییی(حرفاشون رو میزنن که تصمیم میگرن برن تو ساحل قدم بزنن)
تصمیم گرفتیم که بریم ساحل قدم بزنیم که تو راه گوهارا رومن آب ریخت منم رو اون بعد روی آیو و.........اینقد اینارو تکرار کردم که خیس آب شدیم داشتیم برمیگشتیم که چانیول کوک ته و یونگی اومدن باهاشون سلام کردیم
٫: ببخشید ایشون کین؟
+:این دوسته ماعه گوهارا
٫:آهااااخوشوقتم رفتیم داخل که بقیه داخل بودن خیسه خیس بودیم در حدی که از هرجا رد میشدیم خیس بود من رفتم تو اتاق که کوک بود بش گفتم بره بیرون ولی نرف خواستم یه قدم برم جلو که درجا پام لیز خورد که کوک گرفتم
_:یاااا ا/ت چرا حواست نیست اگه من نبودم الان سرت که شکسته بود
+:حالا که چیزی نشد.......
- ۲۰.۷k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط