وقتی رسید آهو هنوز نفس داشت

وقتی رسید آهو هنوز نفس داشت
داشت هنوزم بره هاشو میلیسید
وقتی رسید قلبی هنوز تپش داشت
اما اونم چشمه ای بود که خشکید...
دیدگاه ها (۰)

(🥲) بنده خدا اشکش در اومده...

مـآە ز يـبآښـټ ۈلـے اقىـآڼـؤښ زېبـآ تــڑہ..:)

血まみれの指でピアノの鍵盤を触る感覚 🤡✨🌷#وایب #والپیپر #قرمز #وایب_قرمز #دختر ...

ډړ تابستآڼ ، ھ‌مـ‌ه مڼتظړ زمستاڼنډ ، امآ وقتې زمستآڼ مې آېډ،...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط