{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
شیشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترین
تلنگری می شکند
می خواهم فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم
که عمق دردم را در فریاد منعکس کنم
فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می اید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با ان روزها شیرینم
عجین کرد
بغض کهنه ای گلویم را آزارد
نفرین به بودن وقتی با درد همراست
ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند
دیدگاه ها (۱)

این روزها حال دلم خوش نیست.... تمام بهانه های زندگی قایم شده...

بعضی حرف ها رو نمیشه گفت باید خورد … ولی بعضی حرف ها رو نه م...

من مانده ام و یک برگه ی سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی ویک بغل تن...

پنهان کردن اشک پشت لبخند خیلی سخته !!! اینکه بغض داشته باشی...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش اول_ _سردرگم هستم. با خودم در جنگم.می‌خواه...

برده عمارت جئون

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹³فارغ از هر چه که ناراحتم می‌کنداز بابت داشتنِ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۲: در آستانه‌ی سقوط شوگا با نگاهی سرد و ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

*جبهۀ آرام*محمد فدائی و پدرام کاویاندر سیاست، همیشه آن‌کس که...

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط